Pages

Saturday, September 7, 2013

مشکلات ثبت نام در مدارس و دغدغه های والدین


همه ساله در این ایام از سال دغدغه پدران و مادران برای ثبت نام فرزندان بیشتر شده و با توجه به عدم سیاست درست و مناسب از طرف مسئولین آموزشی کشور در سالهای اخیر در راستای بهبود و ارتقاء کیفی سطح مدارس از مهمترین مسائلی بوده که والدین را مجبور به برنامه ریزی دقیقتر و حتی پرداخت هزینه های سرسام آور جهت ثبت نام در مدارس غیر انتفاعی می نماید.
در این روزها بخشنامه ها و آئین نامه های متعدد در این زمینه صادر شده و تعداد زیادی از نیروهای وزارتخانه ساماندهی می شوند تا به این دستورالعمل ها نظارت داشته باشند، بدون آنکه در این سالها از طرف مسئولین برنامه ریزی ریشه ای و عمیق در این رابطه صورت پذیرد، این در حالی است که به نقل از خبر گزاری مهر مورخ 92/3/21 عمده مشکلات والدین مبنی بر ثبت نام فرزندشان به موارد ذیل تقسیم شده که شامل:
- محدوده بندی مدارس در یک منطقه
- پرداخت پول به ازای ثبت نام دانش آموزان خارج از محدوده
- تأمین سرانه مدارس از جیب والدین
- صدور کارنامه به ازای دریافت پول
- شکایت از افزایش شهریه مدارس نمونه دولتی و غیر انتفاعی
محدوده بندی مدارس در یک منطقه:
هر سال بعد از تعطیلات سال نو و با شروع کار مدارس جلساتی بین مقاطع مختلف تحصیلی در هر منطقه برگزار می شود و با توجه به نقشه شهری هر منطقه و تعداد مدارس در مناطق مختلف محدوده ثبت نام هر یک از مدارس مشخص شده و ضمن توافق بین مدیران واحد آموزشی این محدوده بندی  جهت اجراء به مدارس ابلاغ می شود. حال ثبت نام هر مدرسه در یک منطقه با توجه به محدوده بندی بوده  و معمولا اولیاء دانش آموزان نمی توانند فرزندشان را در خارج از مدرسه تعیین شده ثبت نام نمایند، تشخیص محل زندگی خانواده ها همه ساله وقت زیادی از مدارس و مدیران واحد آموزشی را به خود می گیرد. البته با توجه به محدودیت فیزیکی مدارس در مناطق مختلف و کمبود امکانات در اکثر آنها ، با تراکم بالای دانش آموز مواجه بوده که عدم پیش بینی و برنامه ریزی مناسب در آموزش و پرورش کشور در سالهای  اخیر به صورت دوره ای در مقاطع خاصی نیز  بسیار بالا  بوده است.
تراکم بالا در بعضی از مقاطع خود نگرانی های اولیای محترم را تشدید نموده و خواستار ثبت نام در سایر مدارس در مناطق با حجم پایین تر می شوند. حال چنانچه در منطقه ای مدرسه ای از نظر آموزش و پرورش و اولیای دانش آموزان کار بیشتری انجام داده و کیفیت بهتری داشته باشند و طی سالهای متمادی این در ذهن عموم باقی بماند خود زمینه ساز مراجعه مکرر مراجعین برای ثبت نام و در خواست برای نام نویسی در این مدارس خاص می شود.
(پرداخت پول به ازای ثبت نام دانش آموزان خارج از محدوده )
اگر این دغدغه اولیاء محترم برای ثبت نام در مدارس بهتر با مراجعه مکرر به مدرسه مذکور باشد و چنانچه مدرسه ظرفیتی برای اینگونه از ثبت نام ها داشته باشد مدیران این مدارس جهت بهبود وضعیت آموزشی مدرسه و جبران کمبود سرانه ها و اجرای سیاست های تشویقی بین کارکنان مدرسه که خود زمینه ساز پیشرفت واحد آموزشی است، معمولا برای ثبت نام مراجعین خارج از محدوده طلب کمک مالی بیشتر و شهریه جهت انجام این امور را می نمایند.البته در اکثر اوقات اینگونه مدارس جهت جبران این هزینه ها به دور ازچشم مناطق آموزش و پرورش بیشتر از ظرفیتشان ثبت نام  می کنند .
(تأمین سرانه مدارس از جیب والدین)
همه ساله مبالغ مشخص و محدودی به عنوان سرانه های آموزشی به مدارس اختصاص داده می شود که این سرانه ها به خصوص در سالهای اخیر کفاف هزینه های جاری مدارس را نیز نمی دهد و چنانچه کمک های مردمی که در طی سال توسط اولیاء پرداخت می شود ، صورت نگیرد مدارس حتی قادر به پرداخت قبوض ماهیانه خود نیز نخواهند بود. این در صورتی است که تعدادی از مدارس برای بهبود سطح کیفی و آموزشی خود مبالغ بیشتری را نیز هزینه نموده و برای جبران این هزینه ها در هنگام ثبت نام طلب کمک های مالی  از اولیاء می نمایند. اینگونه مدارس  همانطور که توضیح داده شد  با توجه به سطح کیفی بهتر از سایر مدارس  معمولا با هجوم تعداد بیشتری از مراجعه کنندگان به خود مواجه می شوند.
 این مدارس حتی برای تشویق  کادر آموزشی خود مبالغی را به این امر اختصاص می دهند که  در قالب همان مبالغی است که از اولیاء در طی سال طلب می شود. لازم به ذکر است که این مبالغ در مدارسی که ضرورت انجام این امور از طرف اولیاء درک شده است بیشتر بوده و این خود نیز ارتقاء کیفی سطح مدرسه را در بر خواهد داشت.
(صدور کارنامه به ازای دریافت پول )
یکی دیگر از مشکلات در این ایام شکایت اولیاء مبنی بر صدور کارنامه به ازای دریافت وجه بوده که این خود زمینه مشکلات فراوان برای مدرسه است. اصولا در مدارس مدیران واحد آموزشی همانطور که توضیح داده شد برای ارتقاء سطح کار مدرسه مبالغی را از اولیاء طلب می نمایند که این مبالغ طی قراری که با والدین گذاشته می شود در چندین قسط در طی سال تحصیلی پرداخت می شود. حال اگر تعدادی از اولیاء به دلایل گوناگون به این تعهدات عمل نکنند و از طرفی مدیران مدارس با برنامه ریزی که انجام داده اند روی این مبالغ حساب کرده و مجبورند این مبالغ را به نحوی از اولیائی که از پرداخت شانه خالی نموده اند، طلب نمایند که بهترین راه ممکن همان موقع توزیع کارنامه است این معمولا علی رغم میل مدیران بوده اما به ناچار اینگونه عمل می نمایند.
(گلایه از افزایش شهریه مدارس نمونه دولتی و غیر انتفاعی )
در سطح مناطق تعدادی از مدارس به صورت نمونه دولتی بوده که این مدارس حتی شامل دریافت مقدار ناچیز سرانه نیز نمی شوند و چون این مدارس امور فوق برنامه را در کار خود دارند نیاز به دریافت اخذ شهریه از اولیاء خود هستند که با توجه به تورم های روزافزون و افزایش این هزینه ها، هر سال با افزایش شهریه در این مدارس مواجه هستیم. البته این در  مدارس غیر انتفاعی با توجه به سایر هزینه های اینگونه مدارس به مراتب بیشتر نیز می شود.
با بررسی این مشکلات که معمولا در سه دهه اخیر بعد از انقلاب ،اولیاء دانش آموزان با آن مواجه بوده اند و در بعضی از این سالها نیز با توجه به تغییر دولتهای مختلف و اجرای سیاست های نادرست بیشتر نیز شده است و طبق اصل سی ام قانون اساسی که دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد، این سوأل در ذهن همه پیش خواهد آمد که طی این سالها دولتهای گوناگون توانسته اند به این اصل مهم از قانون اساسی عمل نموده و آن را به اجراء در آورند و زمینه یکسان آموزش را در کشور فراهم نمایند.
متأسفانه باید به این نکته اذعان نمود که این اختلاف در سطح آموزشی در مناطق مختلف زمینه ساز دغدغه بزرگ برای والدین شده است. اگر چنانچه سطح تمامی مدارس از یک کارایی و کیفیت برخوردار بود دیگر لزومی به هجوم اولیاء به مدارس خاص و یا هزینه نمودن مبالغ سرسام آور در مدارس غیر انتفاعی توسط اولیاء دانش آموزان، نبود.
البته زمان نیز به قدر کافی وجود داشت و مسئولین آموزش و پرورش با برنامه ریزی مناسب می توانستند اینگونه از مشکلات را به بهترین شکل حل نمایند، اما چنانچه شاهد وضع آموزشی در حال حاضر باشیم نه تنها تلاشی جهت بهبود وضع نشد، بلکه روز به روز پس رفت نیز نموده ایم و حتی مسئولین آموزشی کشور قادر به حفظ ساختمان مدارس نیز در سطح کشور نبوده اند و تعداد زیادی از ساختمانهای مدارس به مالکین قبلی آنها واگذار شده که این زمینه ساز مشکلات بیشتر اولیاء در این سالها شده است. نمونه بارز این تصمیمات عجولانه و نادرست طرح شش کلاس شدن ابتدائی بوده که با توجه به مشکلات پیش آمده در سال جدید مدارس ابتدائی را به سه کلاس دوره اول و سه کلاس دوره دوم تقسیم نموده که خود مشکلات فراوان اولیاء دانش آموز جهت ثبت نام گردیده است.
احسان پناهنده

Thursday, August 29, 2013

سرپرست آموزش و پرورش و مشکلات پیش رو


بعد از رأی عدم اعتماد مجلس به محمدعلی نجفی به عنوان وزیر آموزش و پرورش که قبل از آن از سوی دست‌اندرکاران امر آموزش و پرورش با موافقت‌ها و مخالفت‌هایی روبه‌رو شده بود رئیس جمهور طی حکمی علی‌اصغر فانی را به عنوان سرپرست آموزش و پرورش منصوب کرد.

البته حضور محمدعلی نجفی در سمت وزیر که با استقبال عمومی از طرف قشر فرهنگیان جامعه مواجه شده بود، آن هم به دلیل آشنایی ایشان با بدنه آموزش و پرورش و مسائل و مشکلاتی که قشر فرهنگی با آن مواجه بوده، بر هیچ فردی پوشیده نیست. ایشان قبل از این به نقل از پایگاه خبری تحلیلی انتخاب از سوی رئیس جمهور به عنوان ریاست کارگروه آموزش و پرورش برگزیده شده و با توجه به خدمات و دیدگاه وی در دوران تصدی آموزش و پرورش می‌توانست گزینه مناسبی باشد، اما با توجه به نامه‌نگاری‌های مختلف از سوی تعدادی از مدیران کنونی این وزارتخانه در سطح استان‌ها به نمایندگان مجلس و استفاده از واژه «فتنه» در رابطه با ایشان، رأی کامل را برای احراز این مقام نیاورد و رئیس جمهور مجبور به انتخاب سرپرست برای این وزارتخانه شد.

علی‌اصغر فانی متولد ۱۳۳۳ که دارای مدرک فوق لیسانس راه و ساختمان از دانشکده فنی دانشگاه تهران و دکترای مدیریت رفتار سازمانی و منابع انسانی از دانشگاه تربیت مدرس است به این سمت منصوب گردید. سوابق کاری او شامل موارد ذیل است:

- معاون آموزشی اداره آموزش و پرورش منطقه ۱۶ تهران در سال ۵۹
- رئیس اداره آموزش و پرورش منطقه ۱۶ در سال ۶۰
- مدیر کل آموزش و پرورش کردستان
- معاون و قائم مقام دانشگاه علوم انسانی و دانشگاه تربیت مدرس در سال‌های ۶۸ تا ۷۲
- معاون بنیاد شهید در سال‌های ۷۲ تا ۷۶
- معاون برنامه‌ریزی و نیروی انسانی آموزش و پرورش در سال‌های ۷۶ تا ۷۷
- معاون آموزش متوسطه آموزش و پرورش در سال‌های ۷۷ تا ۷۸
- معاون آموزشی وزارت آموزش و پرورش در سال‌های ۷۸ تا ۸۰
- معاون آموزش متوسطه در سال‌های ۸۰ تا ۸۴
- سرپرست وزارت آموزش و پرورش از ۸ شهریور ۸۴ تا آبان‌ماه ۸۴ و نهایت سرپرست دبیرخانه شورای تعلیم و تربیت و استادیار دانشگاه تربیت مدرس

وی همچنین مولف کتاب توصیه به روسای آموزش و پرورش بوده و مدیر برگزیده ملی هشتمین جشنواره خوارزمی و مدیر مالی نمونه سومین جشنواره شهید رجایی است. وی همچنین یک فعال اصلاح‌طلب و رئیس ستاد فرهنگیان میرحسین موسوی در انتخابات ۸۸ بوده است.

با توجه به این که ایشان در بدنه آموزش و پرورش با سمت‌های مختلف مشغول به کار بوده و آشنا به تمامی ارکان این وزارتخانه می‌باشد علی‌الظاهر می‌تواند گزینه مناسبی برای این مقام باشد که قطعا گزیده شده همان کارگروهی است که محمدعلی نجفی مسِئول آن بوده است.

اما وی با مشکلات عدیده‌ای مواجه خواهد بود که مهم‌ترین آن‌ها شامل موارد ذیل می‌شود.

اولین مسئله مهم در این ایام عنوان پست سرپرستی برای ایشان است. اصولا عنوان پست سرپرستی که فرد فقط مدت کوتاه سه ماهه به عنوان بالاترین مقام وزارتخانه منصوب می‌شود، خود بزرگ‌ترین مشکل را در تصمیم‌گیری‌های کلان یک نهاد باعث خواهد شد.

تصمیم‌گیری‌ها در این جایگاه مهم احتیاج به برنامه‌ریزی‌های طولانی‌تر و درازمدت دارد و حتی سرپرست یک وزارتخانه از لحاظ برش کاری و اجرایی بودن دستوراتش بین افراد و کارکنان وزارتخانه معمولا زیاد جدی گرفته نمی‌شود و ضمانت اجرایی کامل را نخواهد داشت. نمونه بارز این مسئله دوران تصدی ایشان در سال ۸۴ به عنوان سرپرست  در این وزارتخانه است که با توجه به تفاوت سلیقه ایشان با هیئت دولت آن وقت حتی به جلسات هیئت دولت نیز دعوت نمی‌شد و از ایشان فقط به عنوان مقامی تشریفاتی قبل از انتخاب وزیر در کارها یاد می‌شده است.

مشکل بعدی وضع معیشتی معلمان است که در دوره‌های مختلف عموما تمامی وزرا با آن مواجه بوده و دغدغه اصلی قشر فرهنگی است که این خود معمولا با تعامل با سایر وزارتخانه‌ها و حتی مجلس قابل بحث و تبادل نظر است که فرد سرپرست مسلما جایگاه لازم را جهت این گونه تبادل نظرات نخواهد داشت و برنامه‌ریزی جدی در این امر با توجه به تورم سرسام‌آور در جامعه لازم و ضروری خواهد بود.

مسئله بعدی که  ریشه در عدم مدیریت صحیح آموزشی و تصمیمات عجولانه در این وزارتخانه دارد، مشکلات به وجود آمده در رابطه با همین تصمیمات عجولانه است. مشکلاتی که در رابطه با شش کلاسه شدن مدارس ابتدایی به وجود آمده را از مهم‌ترین این موارد می‌توانیم بدانیم، علاوه بر مطالب ذکر شده مسائل روزمره آموزش و پرورش که ثبت نام‌ها در این وزارتخانه نیز شامل آن است، نیز همواره جزء این مسائل است.

از دیگر مشکلات پیش روی فرد سرپرست در این وزارتخانه، عزل و نصب‌ها در دوران سرپرست جدید است که این با توجه به دوران کوتاه سرپرستی حتی ضمانت اجرایی این عزل و نصب‌ها از طرف سرپرست بسیار کم است و نیاز به برنامه‌ریزی و ضمانت اجرایی قوی‌تر و درازمدت را دارد. از طرفی چنان چه فرد سرپرست در این عزل و نصب‌ها که شامل رئیس ادارات آموزش و پرورش استان‌ها نیز می‌شود، بتواند توجه و رضایت نمایندگان مجلس را فراهم نماید می‌تواند از پیش تعداد آراء موافق خود را چنان چه به عنوان وزیر معرفی گردد را فراهم نماید که این خود بهترین فرصت جهت معرفی فرد سرپرست به عنوان وزیر از طرف رئیس جمهور خواهد بود.

در نهایت با توجه به نزدیکی سال تحصیلی جدید و لزوم ارائه مدیریت تازه در این وزارتخانه، بهتر بود شخص معرفی شده از طرف رئیس جمهور می‌توانست رأی اعتماد لازم را کسب نموده و به عنوان وزیر معرفی گردد تا بتواند تصمیمات جدی و اساسی‌تر در این زمینه اتخاذ شود.

البته می‌بایست منتظر باشیم که آیا فرد معرفی شده به عنوان سرپرست، به عنوان وزیر نیز معرفی خواهد شد یا ملاحظات سیاسی از سوی رئیس جمهور و نمایندگان اجازه این کار را نخواهد داد.

Wednesday, June 19, 2013

فوتبال و سیاست


چهار دوره پیش که به جام جهانی رفتیم یعنی ۱۹۷۸  آرژانتین بعد از دو سال که انقلاب شد قشنگ یادم

هست که سردمدارامون اون موقع شعار می دادن که تو کشور حلبی آباد داریم و فقر بیداد میکنه ورژیم

شاهنشاهی با سرگرم کردن مردم با فوتبال دردا رولا پو شونی میکنه وحالا بعد از ۳۵ سال فوتبال شده

بازی سیاسی خودشون /یادم نرفته ما که بچه بودیم آرزوی دیدن  یه بازی پخش مستقیم فوتبال و داشتیم

اما حالا آقایون از سیما شبی دو /سه تا پخش مستقیم فوتبال و دارن که مردم درداشونو یادشون بره /

عجب زمونه ای شده /بهر حال از سیاست سردمدارون که بگذریمباز خدا رو شکر که مردم یه شب

درداشون یادشون رفت و خوشحال بودن تا ببینم بعدها چی پیش میاد.

Tuesday, June 11, 2013

اعتراض به انتخابات مهندسی شده جمعه ۱۴ jun روبروی سفارت
استکهلم

Tuesday, May 28, 2013

انتخابات مهندسی شده


بعد از رد صلاحیت رفسنجانی که بسیاری باور به آن نداشتند اما از پیش معلوم بود که این امر انجام خواهد شد و بعد از عدم اتحاد لازم از سوی اصلاح طلبان انتخابات به سمتی پیش خواهد رفت که از بین کاندیداهای پیش رو فردی انتخاب شود که حداکثر همسوئی به نظرات رهبر را دارد.
از طرفی در حال حاضر از طرف جبهه اصلاح طلب و جریانات همسو به اتفاق نظر لازم نرسیده اند که خود بهترین هدف لازم برای جریانات تندرو می باشد.
حال در روزهای باقیمانده به انتخابات باید دید که چه پیش خواهد آمد و آیا جریانات مخالف به تفاهم لازم جهت معرفی کاندیدای واحد و یا حکم به تحریم انتخابات خواهند داد.
اما باید آرزو کنیم که هرچه پیش بیاید به جزء انتخابات جلیلی که از مذاکرات هسته ای که انجام داده و تفکرات او معلوم است کشور از زمان احمدی نژاد نیز عقب تر رفته و خدا می داند چه  بر سر ملت خواهد آمد .
احسان پناهنده

Thursday, May 2, 2013

مشکلات معیشتی معلمان


طی سالهای اخیر جامعه ی فرهنگیان کشور با مشکلات زیادی مواجه بودند که با گذشت زمان و تغییر دولتهای متعدد کمتر راه حلی برای رفع آنها اندیشیده شده است. ماندگاری مشکلات معیشتی و اجتماعی فرهنگیان دیگر به روندی فرسایشی تبدیل شده است.
همه ساله با آغاز هفته ی معلم خطابه ها و همایش های متعدد در توصیف مقام معلم و ضرورت رفع مشکلات آنها برگزار شده و خروجی آنها تنها محدود به حرف می شود تا عمل به هر حال این مشکلات با اوضاع کنونی کشور به چند برابر هم رسیده و روز به روز نیز با گسترش تحریم ها و مشکلات داخلی و اوضاع اقتصادی بدتر نیز شده است. از طرفی ارتباط مستقیمی بین این مشکلات معیشتی معلمان و مشکلات آموزشی وجود دارد که این خود زمینه ساز افت تحصیلی در آموزش وپرورش کشور شده است.
در اینجا جا دارد با بررسی عملکرد وزرای آموزش و پرورش  در بعد از انقلاب تا حدودی با اقدامات انجام شده در زمینه معیشتی معلمان آگاه شوید.
اولین وزیر آموزش و پرورش بعد  از انقلاب دکتر غلامحسین شکوهی بود که طی حکمی به این سمت انتخاب گردید. وی را که به عنوان پدر علم تعلیم و تربیت نیز می دانند، پس از شش ماه از مقام خود استعفاء کرد و اینگونه بیان نمود که چون پس از شش ماه همکاری در وزارت آموزش و پرورش احساس می کنم مسایلی که کشور در حال حاضر با آن مواجه می باشد از نوع مسایلی که برای آنها از خود تخصص و تجربه ای سراغ دارم، نیست با کمال تأسف از مقام خود استعفاء می کنم. شاید تنها وزیری که می توانست راه گشای مسائل آموزشی در کشور باشد عمر وزارتش فقط شش ماه طول کشید.در دوره وزارتش هنوز مسائل معیشتی در بین فرهنگیان بوجود نیامده بود و سطح حقوق در این قشر کافی برای گذراندن امور زندگی بود.
رجایی و باهنر نیز که بین سالهای 60-58 به عنوان وزیر در این وزارتخانه مشغول شدند، با توجه به نا آرامی های سالهای اولیه انقلاب قادر به تغییر سازمان یافته و برنامه ریزی شده ای در رابطه با مسایل آموزشی نشدند.نکته مهم و قابل توجه اینکه اکثر مدیران دولتی و نماینده های مجلس در دوره های مختلف عمدتا در بین این سالها در وزارت آموزش و پرورش مشغول بودند و با توجه به فرهنگی بودن آنها توانستند وجهه ی مناسب در بین مردم در آن سالها کسب نمایند.
علی اکبر پرورش بین سالهای 64-60 به عنوان وزیر مشغول به کار شد. وی به مدت چهار سال در دولت های باهنر و میرحسین موسوی مشغول به کار بود. مشکلات ساختاری آموزش و پرورش و کسری بودجه همیشگی این وزارتخانه و زمزمه های  مشکلات معیشتی معلمان  در این دوره بود.در این دوره جذب معلمان حق التدریس به خاطر افزایش جمعیت و کمبود معلمان رسمی شدت گرفت.
سید کاظم اکرمی جایگزین پرورش در کابینه ی دوم موسوی بود. بین سالهای 68-64 ، در این  دوره که کشور در اوج مسایل مربوط به جنگ و کسری بودجه و مشکلات اقتصادی بود مجالی برای توجه به امور معیشتی معلمان باقی نمی ماند و حقوق ماهیانه فرهنگیان در این سالها کفاف امورات روزمره و گذر زندگی را نمی داد.
طولانی ترین دوره وزارت آموزش و پرورش تا به امروز متعلق به محمد علی نجفی است. نجفی هشت سال وزیر آموزش و پرورش بود و توانست در طول این هشت سال برخی تغییرات ساختاری و محتوایی را به بدنه این وزارتخانه تزریق کند. از طرفی با توجه به اینکه کشور در دوران سازندگی بعد از جنگ بود و تورم نیز روند صعودی خود را آغاز کرده بود، کم کم مشکلات معیشتی معلمان و کمبود حق التدریس معلمان حق التدریسی خود را نشان می داد و میزان افزایش حقوق ها کفاف گذر زندگی را به فرهنگیان نمی داد. شروع بحث های مربوط به مشکلات معیشتی معلمان از این دوره بود.
بین سالهای 76تا80 حسین مظفر یکی از عجیب ترین انتخاب های خاتمی در دوره اول ریاست جمهوری وی بود. وزیری که مخالف عقاید و ایده خاتمی بود و عملا خاتمی وی را جهت اینکه مجلس پنجم در اختیار راست گرایان بود معرفی کرده بود.در این دوره با توجه به اینکه وزیر قبلی آموزش و پرورش محمد علی نجفی در رأس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت خاتمی بود کمک مهمی از طرف این سازمان جهت اصلاح احکام و میزان حقوق معلمان صورت گرفت. اما این افزایش حقوق باز کفاف تورم موجود در جامعه را نمی داد و مشکلات این قشر از جامعه هنوز به قوت خود باقی مانده بود.میزان حق التدریس معلمان حق التدریسی نیز کمی بهبود یافت.از نکات مهم دیگر در این دوره بحث شروع به کار کانون صنفی معلمان بود که با حمایت شخص رئیس وقت آموزش و پرورش شهر تهران جواهری پور صورت گرفت.
قرعه وزارت در دولت دوم خاتمی به نام مرتضی حاجی افتاد مردی که بیش از آنچه سابقه ای درآموزش و پرورش داشته باشد، چهره ای سیاسی بود.بحث انتخاب مدیران مدارس توسطه معلمان در این دوره صورت گرفت و مسایل معیشتی که هنوز به شدت باقی بود تبدیل به یک ابزار سیاسی بین مجلس و دولت گردید، به خصوص در مجلس هفتم که اکثریت بدست اصول گرایان بود. حجم مطالبات معلمان از سوی مجلس نیز دامن زده می شد.لازم به ذکر است که اولین تجمع مدیران و معلمان پس از انقلاب در سال 80 در این دوره بود.
دوره وزارت فرشیدی بین سالهای 86-84 یکی از جنجالی ترین و پر حاشیه ترین دوره ها در تاریخ آموزش و پرورش بود. اوج اعتراض معلمان که منجر به اعتصاب و تحصن عمومی در سال 85 شد، در دوران وزارت وی صورت گرفت.
مطالبات و خواسته های معلمان که با تشکیل انجمن صنفی شکل تازه ای به خود گرفته بود باعث شد که در 23 اسفند 85 راهپیمایی که روبروی درب وزارتخانه صورت گرفت به خشونت کشیده شده و 1000 نفر از معلمین به صورت موقت بازداشت و تعدادی از آنان نیز به شدت مورد ضرب شتم قرار گیرند.در این سال تعدادی از اعضاء کانون صنفی نیز بازداشت شدند و احکام کیفری مربوط به آنان تا به حال نیز ادامه دارد. بعد از این راهپیمایی، اعتصاب در مدارس نیز به شکل جدی ادامه یافت و در تعدادی از مدارس معلمان از حضور در سر کلاس خودداری نموده و مطالبات خود را خواستار شدند.
بعد از برکناری فرشیدی از سوی احمدی نژاد وزارتخانه چند وقتی بی وزیر ماند و فردی که گفته می شد نزدیکی فکری و انتسابی به احمدی نژاد داشت به عنوان وزیر معرفی گردید.علی رضا علی احمدی که از دانشگاه پیام نور اساسا به دنبال افکار خود در این دانشگاه و اجراء نمودن آن در آموزش و پرورش بوده و در افکار وی جایی برای اصلاح و بهبود وضع معیشتی  معلمان وجود نداشت و همواره سعی در کوچک نمودن ساختار تشکیلاتی در وزارتخانه و سطح مدارس بود. وی مقاومت زیادی جهت عدم رسمی نمودن معلمان حق التدریس نمود و قولهایی که به این گروه داده می شد را بی جواب گذاشته بود.
بعد از جریان انتخابات سال 88 و مطالبات به حق مردم در جریان این انتخابات حاجی بابایی به عنوان یازدهمین وزیر آموزش و پرورش بعد از انقلاب شروع به کار نمود. وی که خود از وزرایی است که معلم بوده و ظاهرا می بایست از مطالبات این قشر آگاهی داشته باشد از همان ابتدا روند کار خود را به اصلاح نظام آموزشی قرار داد و کمتر از بهبود وضع معیشتی معلمان حرفی زد به خصوص که در دو سال اخیر کشور به طور جدی درگیر تحریم ها بوده و اگر چنانچه تصمیمی در این زمینه داشت با اوضاع کنونی و پیش آمده قادر به اجرا آن نمی توانست باشد.از اقدامات دیگر وی رسمی نمودن تعدادی از معلمان حق التدریس بود که آن هم با شرایط خاص صورت گرفت.
حال با بررسی عملکرد وزرای بعد از انقلاب در راستای اقدامات انجام شده در مورد معیشت معلمان لازم است در ادامه نکات ذیل را در نظر داشت.
مطلبی که معلمان  به آن اشاره داشته و تا حدودی از آن همواره  گلایه مند هستند اینکه با بررسی سابقه نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی سطح بالا به این نکته می رسیم که در اوایل انقلاب این مسئولین به گفته  خودشان به شغل شریف معلمی اشتغال داشته و بعد از چهره و شناخته شدن در شهرهای مختلف به این شکل، حال فراموش نموده اند که خود روزی معلم بوده و حداقل کاری که می بایست انجام نمایند را دریغ نموده، و فرهنگی بودن آنها فقط و فقط پله ای برای صعود به رده های بالاتر حکومت بوده است.اینان فقط در سخنرانی های خود آن هم سالی یک بار در روز معلم به حقوق از دست رقته معلمان اشاره می نمایند  و به همین بسنده می کنند و در عمل چه در مراحل قانون گذاری و اجرایی جامعه هیچگونه اقدام قابل توجهی انجام نمی دهند. این سخنرانی ها آنقدر تکراری شده که دیگر معلمان نیز تمایلی به شنیدن آن نداشته، به خصوص در مواقعی که انتخاباتی در پیش بوده اینگونه موعظه ها به شدت روند صعودی دارند. شایان ذکر است در تمامی انتخابات بعد از انقلاب که برگزار شده وظایف هیئت های اجرایی با معلمان بوده و تا سال 70 هیچگونه حق الزحمه ای نیز برای این قشر در نظر گرفته نمی شد و بعد از این سال  هم حق الزحمه بسیار اندکی در نظر گرفته که آنهم ماهها بعد از برگزاری انتخابات به فرهنگیان پرداخت می شد در مواردی هم دیده شد که پرداخت این حق الزحمه ها تا انتخابات بعدی طول می کشید.
در دوره های گوناگون و وزرای مختلف همواره از طرف معلمان این مسئله مطرح بوده که تبعیض بوجود آمده بین قشر فرهنگی و سایر کارمندان دولت به نحوی می بایستی برطرف شود. اما مسئولین آموزش و پرورش نیز همواره با بیان این مطلب که این وزارتخانه مصرفی است سعی در توجیه این مطلب نموده اند که این خود زمینه ساز نارضایتی وسیعی از طرف قشر فرهنگی شده که متأسفانه در ادوار مختلف سعی در بر طرف شدن آن نگردیده و سبب دلسردی در بین معلمان شده است.
یکی دیگر از دغدغه های معلمان به خصوص در سالهای اخیر انتصابات  در سطح آموزش و پرورش می باشد بسیاری از مدیران سطح بالا در این وزارتخانه متاسفانه به شکل رابطه ازسایر ارگانها و وزارتخانه ها به این کار مشغول شده اند و تخصص لازم را در جهت انجام امور مربوط به آموزش و پرورش را نداشته و در بحث های مربوط به اختصاص بودجه و سایر امور، توان تخصیص بودجه های لازم را در این وزارتخانه ندارند.
از مطالبی که درسطح عامه مردم همیشه در رابطه با معلمان مطرح می شود بیان این نکته است که مقدار تعطیلات معلمان درطول تابستان و سایر ایام سال توجیح حقوق نامناسب برای قشر فرهنگی است هر چند که معلمان حق التدریس در ایام تعطیلات هیچگونه حق التدریسی دریافت نمی نمایند. لازم به ذکر است که معلمان حاضرند در طول تابستان با برنامه ریزی از طرف وزارتخانه، وقت خود را صرف دوره های آموزشی مناسب در ایام تابستان جهت به روز شدن اطلاعات آموزشی کنند و یکی از ایرادات مهم وارده به این وزارتخانه در ادوار مختلف عدم برگزاری جامع این دوره هاست که این خود بار مالی مضاعفی را برای این وزارتخانه می طلبد که مسـئولین امر همیشه از انجام آن شانه خالی نموده اند.
هر ساله در این ایام و جشن ها ی مربوط به هفته معلم در سطح مناطق مختلف آموزش و پرورش و کشوری تعداد محدود و خاصی از معلمان با معیارها و سلیقه مدیران وقت تقدیر به عمل می آید که این زمینه دلسردی را بین سایر معلمان فراهم می سازد. به جاست این تقدیرها حالت کلی تر و جامع تر داشته و تمامی معلمان را در بر گیرد، از طرفی جذب معلمان در تعداد معدودی از مدارس خارج از کشور که می تواند کمک مالی در خور شایانی را برای آنها به همراه داشته باشد، با رابطه بوده و در گزینش نهایی برای اعزام این معلمان کارائی و تخصص لازم جهت تدریس ملاک نبوده و مسائل سیاسی و عقیدتی را در گزینش این معلمان مد نظر قرار می دهند ، که معمولا مدیران قبلی وزارتخانه را جهت خوش خدمتی ها انتخاب نموده و راهی خارج از کشور می نمایند. لازم به ذکر است در تقدیرها و گزینش ها جهت اعزام به خارج از کشور، معلمان حق التدریس جایی ندارند.
از مطالب مهمی که همیشه از دغدغه های معلمان در دوره های مختلف بوده، عدم توجه مسئولین به مسائل رفاهی این قشر از جامعه است. در حالی که سایر کارمندان دولت در دیگر وزارتخانه ها از بیمه مناسب و کمک های رفاهی جهت تأمین مسکن، پوشاک و غیره تا حدودی برخوردار هستند این کمک ها در سطح آموزش و پرورش در حد صفر بوده است. فقط چند سالی است که بحث بیمه ی تکمیلی و طلائی برای معلمان از طرف مسئولین مطرح و انجام شده که آن هم با مراجعه به مراکز درمانی و پزشکی جهت معالجه، و پرداخت مبالغ زیاد علاوه بر حق بیمه به عدم کارائی مناسب آن پی می بریم حال آنکه این مطلب هیچگاه از طرف مسئولین در مصاحبه ها اشاره نمی شود و تنها در اقدام تبلیغی مانور اجرایی شدن اینگونه بیمه ها داده می شود.  سطح تخصیص بودجه از طرف بیمه ها برای هر کار پزشکی مبلغ توافق شده ای بین بیمه و آموزش و پرورش است که مبلغ ناچیزی از کل هزینه های درمانی است. این در حالی است که معلمان حق التدریس از هیچ یک از این بیمه ها برخوردار نبوده و دغدغه های فراوانی را برای انجام امور درمان خود دارند.
 همچنین مشکلات آموزشی از قبیل تراکم بالای کلاسها از لحاظ فیزیکی و وسعت و امکانات، عدم دسترسی به وسائل کمک آموزشی مناسب هر درس که معلمان همواره با آن مواجه بودند و دغدغه های مربوط به فرزندانشان در رابطه با تحصیلات و عدم استخدام پس از بازنشستگی والدین، عدم حفظ شأن معلم در جامعه و نگرانی ها از دوران بازنشستگی که همواره از دغدغه های بزرگ معلمان است. این در حالی است که معلمان حق التدریس برای آینده شغلی خود هیچگونه برنامه ای متصور نیستند و دغدغه بزرگ آنان استخدام و داشتن حداقل امکانات و دریافت  حقوق ماهیانه می باشد.
لذا  جا دارد که این قشر موثر و سازنده در جامعه که واقعا در سالهای اخیر بیش از پیش مورد بی توجهی قرار گرفته اند با ایجاد و بازنگری تشکل های صنفی در خود، اقدامات هماهنگ و متحدتر جهت پی گیری مطالبات خود برداشته و مسئولین امررا ناچار به توجه بیشتر به وضع معیشتی خود نمایند، تا شاید مسئولین به جای توجه به امورات نظامی گری و هزینه نمودن پیرامون آن بیشتر به آموزش و پرورش کشور که یکی از ارکان مهم جامعه است، بپردازند.
احسان پناهنده

Monday, April 29, 2013

تا کی






امروز اصلا وابدا حال نوشتن مطلبی رو نداشتم اما پای اخبار شبکه ۱ خبر کنفرانس بیداری اسلامی

رو دیدم  حدود ۷۰۰تا ۸۰۰ مفتخرو جمع کردن و معلوم کلی پول مردم و بیت المال تو جیب ...........

در حالی که یک عده گرسنه وشرمنده زن وبچه حتی قادر به خرید تکه نونی هم برای سفره شون

نیستند  خامنه ای هم   که فقط حرف

                                                 فقط نمی دونم چی بگم فقط خدا به همه رحم کنه

Sunday, April 14, 2013

طرح شش کلاس شدن ابتدايی و مشکلات آن


بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان در سال تحصيلی جديد طرح شش کلاس شدن به اجرا درآمد و دانش آموزان کلاس پنجم، سال قبل،در سال تحصيلی جديد در همان مدرسه ابتدايی در کلاس ششم حاضر شدند.

در حالی که بازگشت ششم ابتدايی به دبستان ها ۲۲ سال قبل نيز در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شده بود، سرانجام با تدوين سند تحول نظام آموزشی، اين شورا،مهر سال قبل به حذف کامل پيش دانشگاهی و شش ساله شدن دوره ابتدايی رای داد.

از طرفی اين طرح که تقريبا يکسال از تصويب آن می گذرد معلوم بود بيشتر با سليقه طيف خاص به اجرا در آمده و کارشناسی های لازم در اين زمينه صورت نگرفته است، و از همان ابتدا مشخص بود که نقاط ضعف فراوان داشته، اجرای آن دچار مشکل خواهد شد.

برخی بازگشت کلاس ششم به نظام آموزشی و مدارس ابتدايی را به دوران پيش از انقلاب نسبت می دهند، به روز هايی که از پيش دانشگاهی و نظام جديد وقديم خبری  نبود و کلاس ۱۲ ديپلم محسوب می شد و کلاس ۹ يا همان سيکل برای خودش  اعتباری داشت.

برخی از والدين هم تغيير نظام آموزشی و شش ساله شدن دبستان را آزمون و خطايی ديگر در دبستان ها عنوان  ميکنند که مانند پيش دانشگاهی ممکن است روزی دوباره حذف شود.

علی عباسپور تهرانی نماينده مجلس در دوره قبل و رئيس کمسيون آموزش مجلس در آن دوره می گويد: نگرانی اين است که آموزش و پرورش که در آستانه تحول بنيادين در اين وزارتخانه است با اجرا کردن اين طرح که کار بزرگی است از اصل تحول بازبماند و نتواند آن را اجراء کند.

به هر حال چيزی که مشخص است و اساس کار تصويب اين طرح بر آن استوار بوده و هيچيک از مسئولين آموزش وپرورش به آن اشاره نکردند بار مالی طرح است که با توجه به بودجه های مصوب آموزش و پرورش و مشکلات مالی در اين وزارتخانه، اساس کار بر آن استوار بوده است.

به هر حال چيزی که مشخص است و اساس کار تصويب اين طرح بر آن استوار بوده و هيچيک از مسئولين آموزش وپرورش به آن اشاره نکردند بار مالی طرح است  که با توجه به بودجه های مصوب آموزش و پرورش و مشکلات مالی در اين وزارتخانه، اساس کار بر آن استوار بوده است.

با توجه به اينکه اخذ ديپلم و پايان دوره متوسطه در ۱۲۳ کشور دنيا با گذراندن ۱۲ سال تحصيل اجراء می شود و کم کردن يکسال دوره پيش دانشگاهی و اضافه کردن به دوره ابتدائی بر اساس همان طی نمودن ۱۲ سال است. نکته مهم اينجاست که مسئولين  آموزش و پرورش با جابجائی نسنجيده و يکباره اين يکسال بدون کار کارشناسی و اجرای آزمايشی بدنبال حداقل نمودن بودجه ها در اين وزارتخانه هستند.

اصولا بار مالی در مقطع متوسطه در برگيرنده هزينه های مختلف شامل سرانه دانش آموزی و اختصاص حق التدريس لازم است و اين در مقطع ابتدائی به نصف تقليل می يابد و همين مسئله کافی بود تا مسئولين امر به اين طرح ضربتی اقدام نمايند. اما مشکلاتی که در اجرای اين طرح بوجود آمده متعدد بوده و باز حکايت از اجرای عجولانه اين طرح را نمايان می سازد.

يکی از اين مشکلات کمبود معلم و امکانات کافی و برنامه ريزی شده در مدارس ابتدائی بوده، از طرفی به نقل از سايت خبر آنلاين مورخ ۲۷ دی ماه سال جاری که به مسئله بلوغ در کلاس ششمی ها می پردازد و به نقل از يکی از صاحبنظران مسائل آموزشی به اين نکته اشاره دارد که در کشور ما معمولا بلوغ به دلايل خاص فرهنگی توأم با پنهان کاری است و اولياء به اين مسئله بی توجهند و اين بی توجهی که متأسفانه در نظام آموزشی هم مشاهده می شود باعث گرديده تا نوجوانان مسائل بلوغ خود را درون گروه همسالان بياورند و در آنجا به طور حتم با انحرافات بسيار مواجه می شوند و اين انحرافات و هيجانها باعث آزار و اذيت کوچکترها و وبرخی مسائل ديگر در محيط مدرسه می شود. البته لازم به ذکر است که ازدحام در مدارس کمبود و محيط فيزيکی اين مسئله را تشديد می نمايد.

بازخورد انتشار اين خبر در سايتهای مختلف و فشارهای متعدد اولياء باعث اين شد که باز مسئولين به فکر تفکيک ساعت تفريح در مدارس ابتدايی باشند که اين هم به نوبه ی خود در اجراء با مشکلات عمده ای روبرو خواهد شد.

در نظر بگيريد که با اين تعداد دانش آموزان در مدارس و کمبود فضای آموزشی اجرای همزمان ساعت تفريح و کلاس درسی چه وضعيتی را در مدارس پيش خواهد آورد.

همچنين به نقل از روزنامه شرق مورخ ۹۱/۶/۲۰ که با تعدادی از معلمين پايه ششم مصاحبه ای را انجام داده است، بيانگر اين مطلب بوده که وقت لازم جهت توجيح و آموزش روش تدريس مناسب معلمين پايه ششم کافی نبوده و گزارشهای متعدد در مدارس مختلف تهران هم دلالت بر عدم تسلط معلمين در نحوه تدريس کتابهای تازه تأليف رامی دهد.

به هر حال از مشکلات مطرح شده که بگذريم ، آيا وقت آن نرسيده است که مسئولين در آموزش و پرورش با دقت بيشتر، روی تصميمات منطقی تر عمل نمايند. شايد هم مانند ساير ارکان مهم در کشور کار به دست کاردان نبوده و با توجه به اينکه اکثر مسئولين رده بالا و ميانی در آموزش وپرورش با رابطه منصوب می شوند، توقعی بيش از اين نبايد داشت.

------------------------------------------------------------------------------------
احسان پناهنده، ساکن اروپا، پیشتر در مدارس ایران مدیر بوده است.

Thursday, April 4, 2013

(سال جدید و مسایل پیش رو )


 سال جدید هم آغاز شد و سال قبلی را با همه مشکلات عدیده ای که مردم ایران با آن مواجه بودند پشت سر گذاشتیم.
سال قبل که از طرف خامنه ای سال جهاد اقتصادی نام گذاری شده بود بهتر بود از همان ابتدا به نام سال چپادل اقتصادی نام گذاری می شد. سالی که باچندین اختلاس میلیاردی توسط همان کسانی که زیر پرچم ولایت سینه می زدند و دم از ولایت می زدند  پشت سر گذاشته شد. اما نکاتی را در مورد سالی که در پیش داریم باید ذکر گردد. سال جدیدازطرف خامنه ای حماسه سیاسی واقتصادی نامگذاری شده که این همان سناریوی  پیش تعیین شده ای که قرار است فردای انتخابات در خرداد ماه از طرف صداوسیما بیان شود ومانور زیادی در این راستا داده شود.
بعد از این همه گرانی و تورم  سرسام آور که در کشور با آن مواجه بودیم که دلیل اصلی آن هم به تحریم ها برمی گرددبهتربود زمینه ی فرار از تحریر ها وگردن نهادن به خواسته های غرب در رابطه با مسأله اتمی وغنی سازی اورانیوم را به عنوان حماسه اقتصادی مطرح شود تا اگر روزی این تحریم ها برداشته شد جای مانور و حماسه سازی از طرف حاکمیت وجود داشته باشد وبه شکلی عدم تاثیر تحریم ها بر ملت را متذکر گردند.
اما مساله این است که بعداز دوران تحریم ها که اوج آن در سال قبل بوده جبران خسارت ها و صدمات به کشور را چه کسی جوابگو خواهد بود.
سال گذشته اوج در گیری بین جناح حاکم بود که بعد از چپاول ثروت ملی از بین بردن ارزش پول ملی و اختلاس فراوان و نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری همه به فکر تصاحب پست ریاست جمهوری و قبضه کردن  قسمت عمده ی قدرت در بین خود بودن که این با انجام افشاگری های مختلف ازطرف جناح های گوناگون همراه بود.
به هرحال با توجه به مسایل پیش رو واز دور خارج نمودن اصلاح طلبان جهت مشارکت انتخابات  ریاست جمهوری و اعلام کاندیداتوری خاتمی کشور آبستن مسایل مختلف خواهد بود و حداقل اینکه عموم مردم جهت نارضایتی به وضع حاضر و اعتراض به حصر رهبران سبز می بایست در انتخابات شرکت ننموده و به شکلی مخالفت خود را به اوضاع کنونی اعلام نمایند تا شاید خامنه ای به فکر بیافتد و با مرور مسایل چند سال قبل به اشتباهات خود واقف گردد.
احسان پناهنده

Sunday, March 17, 2013

زنجانی و لاریجانی


امروز در بی بی سی فارسی  مصاحبه ای با بابک زنجانی  صورت گرفت که مضمون مصاحبه براین استوار

بود که از برادر لاریجانی رفع اتهام شود.

ظاهرأ زنجانی که خود پایش در کشمکش های بین احمدی نژاد و لاریجانی گیر است ترجیح داده تا بیشتر از پیش

به جناح لاریجانی نزدیک شود و به شکل روشنی از برادرن لاریجانی حمایت کند وچه رسانه ای بهتر از بی بی

سی فارسی  که هم در داخل وخارج زیر ذره بین است وخبرهای  آن کاملأ منعکس می گردد.

و در اینجا بی بی سی فارسی در مقام کمک به برادر لاریجانی بر می آید و در این سناریو از پیش نوشته شده

از سوی حاکمیت گامی به جلو برای از بین بردن قدرت احمدی نژاد است و امثال بابک زنجانی هم که بدنبال

قدرت وثروت است به هدف خود خواهد رسید.

البته می ماند باز خواست مصاحبه با بی بی سی که این هم در یک سیاه بازی از طرف حکومت حل خواهد شد.

تا ببینیم در آینده که انتخابات ازپیش تعیین شده ومهندسی شده را خواهیم داشت  /چه خواهد شد.

                                                                                                  احسان پناهنده

مشکل حق التدریس معلمان و وعده های مسئولین


طی سال های اخیر جامعه فرهنگیان کشور با مشکلات زیادی مواجه بودند که با گذشت زمان، وتغییر دولت های متعدد ،کمتر راه حلی برای رفع آنها اندیشیده شده است. ماندگاری مشکلات معیشتی و اجتماعی فرهنگیان دیگر به روندی فرسایشی تبدیل شده است. همه ساله با آغاز هفته معلم خطابه ها و همایش های متعددی در توصیف مقام  معلم و ضرورت رفع مشکلات آنها برگزار می شد و خروجی آنها تنها محدود به حرف می شود تا عمل، با این حال این مشکلات با اوضاع کنونی کشور به چند برابر هم رسیده و روز به روز نیز با گسترش تحریم ها و مشکلات داخلی و اوضاع اقتصادی بدتر نیز می شود.
از طرفی مشکلات بودجه ای که  وزارتخانه با آن مواجه است و وعده مسئولین مبنی بر بهینه نمودن مدارس از نظر امکانات ،که در بعضی از مواقع فقط در حد حرف باقی می ماند.  نمونه ای از آن در مقاله ای از روزنامه آرمان مورخ 14 بهمن ماه 91 ذکر گردیده  که :در سال جاری بیش از هفت هزار مدرسه هوشمند سازی شده اند، گر چه معنی هوشمند سازی مدرسه یعنی تنها ورود یک رایانه به مدرسه و وصل به اینترنت  تنها جنبه ظاهر کار است .البته با بررسی های بیشتر در این زمینه نیز در می یابیم که این امور نیز با همت مدیران مدارس و با کمک های مالی خود اولیاء به ثمر می رسد.
طی خبری مبنی بر وعده های زمستانی آقای وزیر در روزنامه جام جم مورخ 12 بهمن ماه 91 و قول ایشان به معلمان مبنی بر پرداخت سریع حق التدریس و اضافه کاری های مربوط به معلمین و مدیران واحدهای آموزشی و همچنین گزارشاتی دال بر نارضایتی که در سطح واحدهای آموزشی در مدارس تهران و شهرستانها پیش آمده و از آنجا که معلمین محترم و سایر کادر آموزشی در وزارت آموزش و پرورش جزء کارکنان رسمی این وزارتخانه محسوب می شوند و حقوق ماهیانه و مستمری خود را به صورت ماهیانه دریافت می کنند جا دارد توضیحاتی کامل تر پیرامون این موارد جهت اطلاع  ارائه شود.
به طور کلی هر یک از معلمین محترم که به صورت رسمی مشغول به تدریس می باشند موظف به تدریس هفته ای 24 ساعت هستند که البته این برای معلمین که بالای 20 سال سابقه دارند به 20 ساعت در هفته تقلیل می یابد.
 با احتساب6 ساعت در روز در مقاطع راهنمایی و دبیرستان با تدریس 4 روز در هفته این ساعات پر می شود . حال با توجه به کمبود نیروی انسانی در آموزش و پرورش تعدادی از معلمین مازاد بر ساعات موظفی مجبور به تدریس می شوند، تا مشکلات اقتصادی که با آن گریبانگیر هستند را مرتفع سازند و این نیز گاهی با تدریس در بعضی از مناطق جنوبی و سایر استانها در شیفت دوم و سوم نیز همراه می شود،  البته در نظام آموزشی سالم و پویا در کشورهای پیشرفته با توجه به مکفی بودن حقوق، این ساعات اضافه به مطالعه و آشنایی با علوم روز صرف می شود.
در حال حاضر متوسط حقوق قشر فرهنگی با توجه به مدرک تحصیلی، سنوات و تدریس در مقاطع مختلف حدودا بین ششصدتا هفتصد هزار تومان در ماه می رسد، که این مبلغ چنانچه معلمی صاحب خانه نباشد در حال حاضر کفاف اجاره خانه او را نیز نمی دهد.
تعداد زیادی از فرهنگیان عزیز امورات خود را با همین حق التدریس ها می گذرانند که متأسفانه در سالهای اخیر به خصوص در سال تحصیلی جدید پرداخت این حق التدریس با مشکل مواجه شده و چند ماهی است که به تأخیر افتاده ، البته جناب وزیر طبق نقل قولی که در روزنامه جام جم مورخ 91/11/12 نموده اند قول پرداخت این مبالغ را در اسرع وقت داده است. حال باید دید که سرنوشت این قول نیز مانند بقیه قول ها خواهد بود؟
از طرفی این مبالغ حق التدریس در پایه های مختلف با سیاست انقباضی جناب وزیر در بودجه که از سال تحصیلی قبل آغاز شده  وتعطیلی مدارس در روز پنجشنبه یکی از آنها بوده، کمتر نیز شده است.
جا داشت وزیر محترم که تقریبا دو سال است طرح تعطیلی مدارس در پنجشنبه ها را اجراء نموده از همان ابتدا این طرح را به عنوان کم نمودن ساعات تدریس و پرداخت حق التدریس ها اعلام می نمود تا صحبتهای دیگر  از قبیل اینکه، دانش آموزان با این طرح ساعات بیشتری در کنار خانواده خواهند بود.
اگر مسئولین محترم به فکر دانش آموزان بودند در سالهای اخیر با اجرای طرح های جدی تر وبرنامه ریزی  اساسی تر سعی در رفع این مشکلات می نمودند. متأسفانه تعداد زیادی از این مشکلات متوجه کمبود بودجه کافی در سطح وزارتخانه و مدارس می شود و این در حالی است که در سال تحصیلی جدید تا کنون هیچگونه مبلغی به عنوان سرانه در اختیار مدارس گذاشته نشده  و امورات مدرسه تماما با مبالغی بوده ،که اولیاء به عنوان کمکهای مردمی به مدارس ارائه نموده اند  و مدیران واحد های آموزشی می بایستی در جمع آوری این کمک ها به نحوی عمل کنند که اعتراضی از جانب  اولیاء نباشد ،که این خود دغدغه بزرگی برای مدیران است . احسان پناهنده

Tuesday, March 12, 2013

عزاداری به روش عزاداری عمه کتی


چند روز قبل بعد از مسخره بازی احمدی نژاد درتشییع جنازه چاوز برادر عزیزمان آقای داد اشاره به

عزاداری به سبک عمه کتی نمود.

البته نکته مهم برای همه ما در اینجا این است که اگر در سریال پاورچین عزاداری برای عمه کتی جهت

به اصطلاح خودمان پاچه خواری برای آقای رئیس بود احمدی نژاد جهت پاچه خواری از چه کسی این

اعمال مسخره را انجام می داد.

خیلی فکر کردم به جایی نرسیدم شاید هم اینقدر این مرد شعور سیاسی خود را از دست داده که این اعمال

را جهت جلب توجه عموم مردم انجام می دهد تا بتواند آراء بیشتری برای نامزد مورد تأئیدش جمع کند.

کجاست اونی که می گفت نظرات احمدی نژاد به نظرات من نزدیکتر است.

                                                                                                  احسا ن پناهنده

Thursday, March 7, 2013

نسل امروز و دیروز


چند روز قبل به مناسبت  روز جهانی زن تعدادی از هموطنان عزیز و بانوان  در کشور سوئد در مراسمی  اقدام

به لخت شدن ونمایش اندام خود در انظار عمومی نمودند. البته این افراد خود را منسوب به حزب کمونیست معرفی

نمودند واین حرکت نمادین را اقدامی علیه سیاستهای رژیم ایران اعلام نمودند.

در این رابطه اینجانب قصد هیچگونه  تفسیر وسخنی را ندارم ولی یک مطلب قابل ذکر است که باید بیان کنم وآنهم

اینست که این سری اعمال از نسلی صورت می گیرد که پرورش یافته در دامن حکومت اسلامی ایران  هستند و

جدأ به حاکمان نظام ایران بایستی دست مریضاد گفت با نسل به اصطلاح اسلامی که تربیت کردند.

جدأ بایستی گفت روحت شاد پهلوی که کمونیستها در زمان تو در دادگاه سخن از امام حسین (ع) وحضرت علی

(ع) می آوردند وکلام این بزرگان را در دادگاه فریاد می زدند(مرحوم گلسرخی ) و حالا نسل پرورش یافته شما

به این بزرگان ناسزاء می گویند.

خدا لعنتتان کند سردمداران رژیم ایران که کشور ونسل و به کجا بردید.

                                                                                                      احسان پناهنده

Sunday, March 3, 2013

تحصین برنامه آنتن


امروز برای چندمین بار متعدد  برنامه بسیار جالب آنتن رو که  اجراء وتمام کارای اون به عهده سامان اربابی

ملاحظه کردم واقعأ لذت بردم و  احسنت که  به تمامی واقعیات جامعه اشاره کرد.

از برنامه مسخره سیمای ضرغامی تا مصاحبه احمدی نژاد که یکجای اون دم از اخلاق انتخاباتی میزد وکارای

خودش رو در زمان انتخابات فراموش کرده تا برملاء کردن کارای خامنه ای وپسرش مجتبی که این موجود

نکبت بار رو به  ایران تحمیل کردن .

بهر حال واقعأ سامان اربابی دستت دردنکنه.

لینک برنامه این هفته آنتن در زیر آمده است .
http://www.youtube.com/watch?v=beo3pTiF3tc

Wednesday, February 27, 2013

برای هر عقل سلیمی مشخص بود جنایتکار کهریزک از چیزی واهمه ندارد وبرای کاراش از خود خامنه ای دستور گرفته



mortazavi-saeeid-sahamnews4سحام نیوز: صبح امروز اولین دادگاه رسیدگی به جنایات قاضی سعید مرتضوی در دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.
در این راستا یک منبع آگاه نزدیک به دولت ساعاتی قبل به خبرنگار سحام گفت که سعید مرتضوی قرار بوده نوار مکالمه ی خود با مجتبی خامنه ای را به همراه ببرد و برای دفاع از خود در صورت نیاز برای حضار دادگاه پخش نماید.
این منبع آگاه در خصوص محتوای این نوار مکالمه گفته که در این نوار ضبط شده، سعید مرتضوی در روزهای ۱۸تیر و پس از آن در خصوص وضعیت و نحوه برخورد با بازداشت شدگان ۱۸تیر که به کهریزک منتقل شده بودند، تعیین تکلیف می کند.
صبح امروز دقایقی قبل از آغاز دادگاه، علی رغم اینکه قرار بود دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان کهریزک به صورت علنی برگزار شود؛ اعلام شد که این دادگاه غیرعلنی و بدون حضور خبرنگاران و همراهان شاکیان برگزار خواهد شد.
این منبع آگاه به سحام گفت که احمدی نژاد، پیشتر و در جریان اعتراض مجلس به ریاست سازمان تامین اجتماعی؛ این موضوع را به علی لاریجانی گفته بود و تاکید کرده بود که “چرا وی را قربانی می کنید؟ او مامور بوده!”
۱۸ تیر ۱۳۸۸ جزو اولین روزهایی بود که مردم علیه فرزند رهبری شعار دادند.
این شعارها بود که حاکمیت در تقابل با آن، به بدترین نحو ممکن با مردم معترض برخورد نمود.
مهدی کروبی در آن ایام؛ در نامه ای به هاشمی رفسنجانی، خواستار رسیدگی به وضعیت آسیب دیدگان کهریزک و بازداشتگاه های دیگر شده بود.
در بازداشتگاه کهریزک، چهار تن از مردم معترض که دستگیر و به آن بازداشتگاه منتقل شده بودند؛ براثر شکنجه؛ شرایط ناگوار نگهداری و نیز بیماری کشته شدند.
ماه گذشته نیز احمدی نژاد، به هنگام جلسه علنی استیضاح وزیر کار و تامین اجتماعی، فایل صوتی و تصویری را از مکالمه برادر رئیس مجلس با سعید مرتضوی منتشر کرد. این فایل صوتی توسط سعید مرتضوی به صورت مخفیانه ضبط شده بود.

پاسخ خانواده مهدی کروبی به اتهامات برنامه “مثلث”به نقل از سحام نیوز;


سحام نیوز: خانواده مهدی کروبی، در پی پخش مستندی با عنوان “مثلث” که هفتم اسفند ماه از شبکه یک صداوسیما پخش گردید؛ نامه ای را منتشر کرده و در آن به مواردی تاریخی به صورت نمونه اشاره نموده است.
به گزارش سحام، در برنامه مثلث که توسط باشگاه امنیتی اطلاعاتی خبرنگاران جوان صدا و سیما تهیه شده بود، فردی که خود را محمود زمانی معرفی می کرد، ادعاهایی را در رابطه با مهدی کروبی مطرح نمود.
خانواده کروبی در پی انتشار این مستند، پاسخی را به سازندگان و سناریو نویسان این برنامه تهیه و در بخشی از آن آورده است: “ایراد اتهام و تلاش در جهت تخریب شخصیت افراد، سابقه ای به درازای تاریخ دارد و کروبی از این موضوع مستثنی نیست. او فرزند کوچک این کشور و مردم است و ادعایی جز سرباز وطن و اسلام نداشته و ندارد. روزگاری ظالمان شام امام علی (علیه السلام) را در محکمه یکطرفه خود بی نماز خواندند و بر طبل بی دینی او کوفتند و روزگار دیگر ابى عبداللّه الحسین (علیه السلام) را به خروج از دین متهم کردند. پس ایشان نه از این اتهام ها واهمه دارد و نه از هیاهوی رسانه ای جبهه تزویر.”
خانواده مهدی کروبی: توصیه می کنیم به جای توسل به این شیوه ها، دادگاهی علنی و منصفانه برگزار کنید تا این گنجینه انقلاب و کشور در کنار استماع اتهامات بی پایه، ادله خود را مبنی بر انحراف انقلاب در کنار اسرار نهفته اش فاش سازد.
خانواده مهدی کروبی در بخشی از این نامه، با ذکر دو خاطره تاریخی از میان یادداشت های روزانه آقای کروبی، به بخشی از پشت پرده دو ماجرای اعتراف گیری و صحنه سازی حکومت پرداخته و جریانات کنونی را پروژه ای در همان راستا دانسته است.
در بخش دیگری از این نامه که در آن پیام آشکاری برای سناریو نویسان حکومتی نهفته است؛ آمده: “روزگاری بدستور ساواک، در تیتر اول روزنامه اطلاعات مهدی کروبی (آن زمان در زندان بود) و پدرش مرحوم آیت الله شیخ احمد کروبی (جنبش فیضیه را در سالگرد آن روز حماسی راه انداخته بود) مارکسیست خرابکار اسلامی نامیده شدند. در حالیکه پدر و پسر در اوین و قصر زندانی بودند امکان دفاع از اتهام وارده از آنان سلب شد و هم اکنون هم بعد از گذشت دو سال حبس و در حالیکه قدرت دفاع و سخن از کروبی سلب شده، در سناریویی نخ نما شده مبارز صف اول انقلاب، رییس دو دوره مجلس و امین امام، مرتبط با سیستم های بیگانه خوانده می شود. توصیه می کنیم به جای توسل به این شیوه ها، دادگاهی علنی و منصفانه برگزار کنید تا این گنجینه انقلاب و کشور در کنار استماع اتهامات بی پایه، ادله خود را مبنی بر انحراف انقلاب در کنار اسرار نهفته اش فاش سازد.”
به گزارش سحام، متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ وَ کُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَکُونُوا أَحْرارًا فى دُنْیاکُم
اگر دین ندارید و از روز قیامت نمى ترسید لااقلّ در زندگى دنیاتان آزادمرد باشید. امام حسین (علیه السلام)
دیروز رسانه ملی به سفارش دستگاه های امنیتی در برنامه ای آماتوری و پر از خطا و اشتباه با عنوان “مثلث”، اتهام هایی علیه آقای کروبی و مردم معترض مطرح کرد. در این سناریوی نخ نما شده و تکراری اینبار فردی بنام محمود زمانی، متن فیلمنامه ایی را قرائت کرد که بر اساس آن حوادث پس از انتخابات به سازمان های جاسوسی دول بیگانه ارتباط داده شد و در این مسیر ادعا شد مشارالیه به نمایندگی از آقای کروبی با اپوزیسیون و سازمان های امنیتی خارج از کشور همکاری کرده است. اگرچه محتوای این فیلم نشان از سطح دانش، درک و آگاهی آمران و تدوین کنندگان برنامه فوق الذکر داشته، اما لازم می دانیم با بهره گیری از خاطرات آقای کروبی نکاتی را در این باب و اعتراف های نمایشی با هموطنان گرانقدرمان مطرح کنیم.
محمود زمانی کارمند سابق بنیاد شهید و وزارت نفت بوده و در جریان انتخابات همانند بسیاری از هموطنان به دیدار آقای کروبی می آید. در آن زمان افرادی که مطالبات خود را در برنامه های ایشان می دیدند، بعد از ملاقات برای کمک و یاری به ستادهای انتخاباتی می پیوستند. آقای زمانی ۲ بار با آقای کروبی ملاقات می کند و عکسی هم برای یادگاری می گیرد، عکسی که در برنامه ی پخش شده بعنوان معتبرترین سند مستند “مثلث” بارها به نمایش در می آید. ایشان یکبار دیگر درخواست ملاقات می کند که به دلیل سخنان نامنسجم در دیدار دوم و شائبه ماموریت برای سیستم امنیتی و یا فقدان تعادل روحی، درخواست نامبرده از سوی دفتر رد می گردد. شایان ذکر است که بر خلاف ادعای مطرح شده هیچگونه کمک مالی در ستاد و یا دفتر از نامبرده دریافت نگردیده؛ ارتباط کاری با فردی که تنها دوبار دیدار کوتاهی داشته وجود نداشته و مهمتر اینکه هیچگاه این فرد نماینده آقای کروبی در کاری نبودند.
اما در باب اعتبار سناریوی نخ نما شده رسانه ملی مناسب میدانیم اکنون با رجوع به مجموعه منتشر نشده خاطرات کروبی به ذکر دو نمونه بسنده کنیم:
مورد اول:
ماجرای اعتراف سه خانم مرتبط با منافقین در ارتباط با پرونده انفجار حرم امام. ایشان در مجموعه خاطرات شان چنین نگاشته اند.
“… نزدیک به یک هفته بعد از ادعای مطرح شده در ارتباط با بمب گذاری در حرم، سه دختر جوان سرحال و آماده در سیما ظاهر شدند، هیچ شباهتی با چریکی که هفته پیش دستگیر شده و برای اعتراف روزهای سختی را گذرانده، نداشتند. جالب آنکه متهمان با اظهار ندامت به حاشیه سازی پیرامون عملیات ناموفق شان پرداختند و نحوه عملیات را با ذکر جزئیات توضیح می دانند. اعتراف ها خیلی غیر طبیعی بود. یقین کردم غیر واقعی است، جویا شدم، دیدم متولی حرم آقای انصاری هم از اصل ماجرای تلاش برای انفجار حرم بی خبر است، … عجب نمایشی، عده ای را برای اعتراف آورده بودند. سخت ناراحت شدم و با آقای … تماس گرفتم تا قضیه را پیگیری کنم.”
مورد دوم:
ماجرای دوم قتل های زنجیره ای. ایشان چنین نوشته اند:
” … ماجرا کشف شده بود و مسولان اطلاعات بشدت ناراحت تضعیف جایگاه سازمان شان بودند. آقای … از مقامات اطلاعات در ساختمان عمار به دیدنم آمد، مفصل درباره موضوع صحبت کردیم. او اصرار داشت که نباید نقش وزارت در این پرونده علنی شود. او گفت از منافقین بریده چند نفر را می آوریم جلوی دوربین تا به همه قتل ها اعتراف کنند. من بلافاصله برخورد کردم و گفتم محال است بگذاریم، دوره این کار های گذشته و باید با متهمین و مسببین برخورد شود. بعد … ”
آزموده را آزمودن خطاست. کروبی با اعتقاد و ایمان بر مطالبات به حق مردم ایران و تکلیف حاکمیت مبنی بر پاسخگویی نسبت به انحراف از اصول قانون اساسی و انقلاب، استوار تر از گذشته ایستاده و در این مسیر حرکت های ایذایی خللی در اراده او ایجاد نکرده و نخواهد کرد. ایراد اتهام و تلاش در جهت تخریب شخصیت افراد، سابقه ای به درازای تاریخ دارد و کروبی از این موضوع مستثنی نیست. او فرزند کوچک این کشور و مردم است و ادعایی جز سرباز وطن و اسلام نداشته و ندارد. روزگاری ظالمان شام امام علی (علیه السلام) را در محکمه یکطرفه خود بی نماز خواندند و بر طبل بی دینی او کوفتند و روزگار دیگر ابى عبداللّه الحسین (علیه السلام) را به خروج از دین متهم کردند. پس ایشان نه از این اتهام ها واهمه دارد و نه از هیاهوی رسانه ای جبهه تزویر.
روزگاری بدستور ساواک، در تیتر اول روزنامه اطلاعات مهدی کروبی (آن زمان در زندان بود) و پدرش مرحوم آیت الله شیخ احمد کروبی (جنبش فیضیه را در سالگرد آن روز حماسی راه انداخته بود) مارکسیست خرابکار اسلامی نامیده شدند. در حالیکه پدر و پسر در اوین و قصر زندانی بودند امکان دفاع از اتهام وارده از آنان سلب شد و هم اکنون هم بعد از گذشت دو سال حبس و در حالیکه قدرت دفاع و سخن از کروبی سلب شده، در سناریویی نخ نما شده مبارز صف اول انقلاب، رییس دو دوره مجلس و امین امام، مرتبط با سیستم های بیگانه خوانده می شود. توصیه می کنیم به جای توسل به این شیوه ها، دادگاهی علنی و منصفانه برگزار کنید تا این گنجینه انقلاب و کشور در کنار استماع اتهامات بی پایه، ادله خود را مبنی بر انحراف انقلاب در کنار اسرار نهفته اش فاش سازد.
خانواده مهدی کروبی
نهم اسفند ۱۳۹۱

Saturday, February 23, 2013

اندر حکایت ورود مموتی به ورزشگاه


امروز رئیس جمهور تحمیلی ونکبت بار که قصد ورود جهت دیدن کشتی ها رو داشت معلوم بود که صبر کرده
که کار از کار بگذره و هنگامی پیروزی کشتی گیرا قطعی شد به ورزشگاه  وارد شه و بعد در هیاهوی تشویق
تماشاچیا با ژست  پیروزمندانه  دنبال کسب وجه باشه غافل از اونکه تعدادی از دوستان که به ورزشگاه رفته بودن  بیان کردن که  حاضرین در ورزشگاه با دیدن محمود شور تشویق کشتی گیرا  رو از یاد بردن و کامشون تلخ شد .باز جایه شکرش باقیه محمود به  این سطح ا زشعور رسیده که در مسابقات ورزشی تکلیف معلوم شد وارد ورزشگاه بشه.
خدایا شکرت
                                                         احسان پناهنده

Friday, February 22, 2013

به نقل از کلمه :



محمد نوری زاد، جهادگر و کارگردان منتقد، در یادداشتی از سکوت فعالان سیاسی و اجتماعی در قبال وضع موجود و عملکرد حاکمیت انتقاد کرد و گفت: اصلاً قرار نیست با اعتراض ما خون از دماغ کسی جاری شود. می گویم: مهم این است که شما از انزوا بدر آیید… ما که قصد لشکرکشی و ایجاد بلوا و آشوب نداریم. می گویم: ما که نمی خواهیم جایی را تخریب کنیم و از دیوار جایی بالا برویم. این کارها در تخصص اوباشانی است که ریسمانشان در دست سپاه و کسان دیگر است. و نه امثال ما که از این کارها متنفریم.
به گزارش کلمه، این نویسنده نام یادداشتی را که در وب سایت خود منتشر کرده، «آهای تنهایی تنهایی تنهایی!» گذاشته و از این طرز فکر که «معترضانِ صاحبنام ما پذیرفته اند که: ما از همه سوی در محاصره و بن بستیم. و در این بن بست و محاصره، کاری نمی شود کرد جز سکوت. و این که اجازه بدهیم گذر زمان خود به واکردنِ گره های ناگشودنی توفیق یابد» به شدت انتقاد کرده است.
او معتقد است: ما را چاره ای جز اعتراض مدنی نیست. هرچند زندانها از ما پرشوند! اتفاقا پرشدن زندانها از ما، که نه پولی بالا کشیده ایم و نه دست به جیب مردم برده ایم و نه امضایمان پای قراردادهای ننگینِ ترکمان چایی نشسته، لکه ی ننگی خواهد بود بر پیشانی آنانی که خود را اهل بصیرت می دانند و ما را فتنه گر. و حتماً نیز به زندان رفتن ما تأثیرات شگرفی در گشودن این بن بست نفرت انگیز بجای خواهد نهاد. مثلاً مگر حاکمیت بسادگی می تواند از شوکِ زندانی کردن آقای سید محمد خاتمی بدر آید؟
متن کامل یادداشت این مستندساز منتقد را در زیر بخوانید:
این روزها، روزهای تلخ و تنهایی من است. تلخ از این روی که معترضانِ صاحبنام ما – برخلاف من – پذیرفته اند که: ما از همه سوی در محاصره و بن بستیم. و در این بن بست و محاصره، کاری نمی شود کرد جز سکوت. و این که اجازه بدهیم گذر زمان خود به واکردنِ گره های ناگشودنی توفیق یابد. می گویند: مبادا تجربه ی خونین سال هشتاد و هشت را تکرار نکنیم. می گویند: اگر در آن سال هفتاد یا هشتاد نفر کشته شدند، این روزها هرخطای ما ممکن است هشتصد نفر را و یا هشت هزار نفر را به خاک و خون بکشد.
من می گویم: اصلاً قرار نیست با اعتراض ما خون از دماغ کسی جاری شود. می گویم: مهم این است که شما از انزوا بدر آیید. می گویم: ما که قصد لشکرکشی و ایجاد بلوا و آشوب نداریم. می گویم: ما که نمی خواهیم جایی را تخریب کنیم و از دیوار جایی بالا برویم. این کارها در تخصص اوباشانی است که ریسمانشان در دست سپاه و کسان دیگر است. و نه امثال ما که از این کارها متنفریم.
می گویم: شما، بزرگان و نام آوارانِ این عرصه اید. وقتی همه ی شما سکوت اختیار کرده اید، از آن جوان بی کس و کار و ناآشنا چه انتظار؟ می گویم: تنها راه برون رفت ما از این بن بست نفرت انگیز، سکوت نیست. بل اتفاقاً فریاد است. و نهراسیدن از تبعات این فریاد. می گویم: عزیزان، نترسید! حرف بزنید و اعتراض کنید اگرچه شما را به زندان بیندازند. بالاتر از این؟ چرا ما نباید زندانها را پرکنیم؟ حال که طرف مقابلِ ما امکانِ معارضه ی انسانی و مدنی را – که جزیی از بدیهی ترین حقوق اجتماعی شهروندان است – انکارمی کند، ما هم زندانهای او را با حضور خود پر می کنیم. بهمین سادگی!
شاید باور نکنید من در این ایام، به سراغ خیلی ها رفتم. خیلی ها. خیلی ها. از روحانی گرفته تا سیاستمدار و نام آشنا و حتی مراجع تقلید. به هرکسی که می شناختم رفتم و رو زدم. با هر سیاستمداری که قابلیت بحث داشت بحث و گفتگو کردم. یا حتی با دوستانی که آسمان کیاستشان – در محدوده ی کلام – تن به عرش می سایید به محاجه پرداختم. اما چه کنم؟ نشد که نشد. آنها بچشم خود می دیدند که من و خانواده ام در این راه تنهاییم اما هرگز برای همراهی با ما پیشقدم نشدند. و این، البته هرگز کدورتی نیست که مرا در راهی که بدان پای نهاده ام سست کند.
این نیز بگویم: به تنها دلیلی که از عدم همراهی شان دست یافتم، ترس بود. و البته ترس نیز هست. حاکمیت، صمیمانه می گویم: در ترساندن مردم و صاحبنامانِ ما به توفیقی بزرگ دست یافته است. بله، آنها موفق شده اند مردم را و بویژه سیاستمدارانِ معترض و منتقد این سالهایِ ما را بترسانند. ترس، تنها دلیل سکوت اینان است. ترس از چه؟ می گویم:
ترس از بی آبرویی. چرا که در این سالها، سیاسیون ما از طعم و چگونگیِ رفتار “برادران” در داخل زندانها خبردار شده اند. این که برادران در پستوهای خود با چه شیوه هایی از فرد متهم حرف و اعتراف و اقرار می گیرند. دیگر چه؟ ترس از ایجاد آشوب در خانواده. این که “برادرانِ” امام زمانیِ ما، متبحر به آداب آشوب اندازی در کانون خانواده اند. و نیک بلدند که دختر یک معترض را و پسر او را و همسر او را چگونه در تنگنای عاطفی و هول و هراس قرار بدهند تا به مراد خود برسند. دیگر؟ و ترس از ایجاد وقفه در مسیرِ معیشتِ یک معترض. این که نکند کارگاهی یا کارخانه ای یا شرکتی یا دفتری یا حقوق ماهیانه ای به اشاره ی مختصرِ “برادران” مهر و موم و قطع شود.
و اینها ترسِ کمی نیست. آنهم در این اوضاع و احوال ناپایدار. با این همه اما سخن من این است: ما را چاره ای جز اعتراض مدنی نیست. هرچند زندانها از ما پرشوند! اتفاقا پرشدن زندانها از ما، که نه پولی بالا کشیده ایم و نه دست به جیب مردم برده ایم و نه امضایمان پای قراردادهای ننگینِ ترکمان چایی نشسته، لکه ی ننگی خواهد بود بر پیشانی آنانی که خود را اهل بصیرت می دانند و ما را فتنه گر. و حتماً نیز به زندان رفتن ما تأثیرات شگرفی در گشودن این بن بست نفرت انگیز بجای خواهد نهاد. مثلاً مگر حاکمیت بسادگی می تواند از شوکِ زندانی کردن آقای سید محمد خاتمی بدر آید؟ و پشت بندش از شوکِ زندانی کردن نام آشنایانی که هرکدامشان اگر قرار باشد پشت تریبونی بایستند و صحبت کنند، حالا حالاها رشته ی کلام را به دست کسی نخواهند سپرد؟ در ادامه شما حصر و زندانی شدنِ یکی دو آیت الله و مرجع تقلید را نیز بدینها اضافه کنید.
آهای تنهایی تنهایی تنهایی، الحق که برازنده ی خدایی و بس. و من عزیزان، این روزها سخت تنهایم. با هر زنگ در، آرامش نیم بند اعضای خانواده ی من مضطربانه به هرسو می دود. ایکاش همچنان در زندان بودم. برادران اطلاعاتی و سپاهی، مرا در زندان به هر طریق و شیوه ی ممکن آزموده اند. با شکنجه و ضرب و شتم و توهین و فحش های ناموسی و تطمیع و تهدید و ارعاب، و بردن و ترساندن همسر و فرزندانم. و این که دیده اند: این موجود، به هیچ طریقی رام شدنی نیست. شاید تنها راهی که برایشان باقی مانده پودر کردن من باشد. که انجامِ این البته کمی دور از ذهن می نماید. خلاصه نمی دانم چه سناریویی روی میزشان است. اما این را می دانم که تنهایم. و می دانم که: نمی ترسم. هرگز! و می دانم: به راهی که می روم ایمان دارم. و هرگز نیز از رفتن بازنخواهم ایستاد. اگرچه در این راه، من باشم و دوستانِ دربندم.

Saturday, February 16, 2013

قانون اساسی ووظایف رهبر


قابل توجه:

امروز متوجه این مطلب شدیم که استیضاح یک وزیرکه از بارز ترین اصول قانون اساسی است  از نظر رهبری امری  غلط بوده  و نمایندگان مجلس از این  به بعد جهت امر استیضاح  می بایستی  از بیت ایشان اجازه کسب
کنند.
پس بهتر است  بعد از این وظایف قوه محترم مقننه را  همان رهبری انجام دهند که دیگر احتیاج به تحمیل هزینه
انتخابات به بیت المال نباشیم و کارها با سرعت بیشتری انجام شود .

Friday, February 15, 2013

به نقل از جرس


Large

Monday, February 11, 2013

جرایم انتخاباتی


آمادگی جهت بازداشتهای بیشتر :



بند "ط" - مصادیق محتوای مجرمانه مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری:

انتشار هرگونه محتوا به منظور ترغیب و تشویق مردم به تحریم و یا کاهش مشارکت در انتخابات ، تجمع اعتراض آمیز بدون مجوز، اعتصاب، تحصن، ادعای غیرواقع مبنی بر توقف انتخابات و یا هر اقدامی که به نحوی موجب اخلال در امر انتخابات ریاست جمهوری گردد. (بند 7 ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری و بند5 ماده 6 و 25 قانون مطبوعات ):

1- تشویش اذهان عمومی، سیاه نمایی و بیان مطالب خلاف واقع علیه کشور، ایجاد اختلافات مابین اقشار جامعه بویژه از طریق طرح مسائل قومی و نژادی، انتشارهرگونه نتایج نظرسازی و نظرسنجی کاذب در خصوص انتخابات و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (بند7 مادة 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری مواد500 و 698 قانون مجازات اسلامی بند 4 مادة 6 قانون مطبوعات- مصوبه شورایعالی امنیت ملی):

2- انتشار و تبلیغ علائم تحریم انتخابات (ماده 500 قانون مجازات اسلامی).

3- انتشار هجو یا هجویه و یا هر گونه محتوای توهین آمیز یا تخریب در فضای مجازی علیه انتخابات و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (ماده 700 قانون مجازات اسلامی).

4- انتشار هرگونه مطلب از سه روز قبل شروع اخذ رأی تا پایان رأی گیری علیه نامزدهای انتخاباتی و یا انتشارمطالبی خلاف واقع دال بر انصراف گروه یا نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (مواد 74 و 91 قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی).

5- استفاده غیرمجاز از سایت‌ها و وبلاگ‌های متعلق به دستگاه‌های دولتی و مؤسسات و نهادهایی که تمام یا بخشی از دارایی و بودجه آنها از اموال عمومی است، به منظور تبلیغ له یا علیه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (مواد62 ، 68 و 88 قانون انتخابات ریاست جمهوری).

6- انتشار محتوای تبلیغاتی نامزدهای ریاست جمهوری در فضای مجازی خارج از مدت زمان مقرر برای فعالیت انتخاباتی (مواد 66 و 67 قانون انتخابات ریاست جمهوری).

7- انتشار هرگونه محتوا در جهت تحریک ، ترغیب ، تطمیع و یا تهدید افراد به خرید و فروش آراء، رأی دادن با شناسنامه جعلی و شناسنامه دیگری، جعل اوراق تعرفه، رأی دادن بیش از یک بار، تقلب در رأی گیری و شمارش آراء(ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری و ماده 43 قانون مجازات اسلامی).

8- انتشار هرگونه محتوا به منظور ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان یا اعضاء شعب (بند 16 ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری و آئین نامه اجرایی آن).

9- استفاده ابزاری از تصاویر اشخاص برای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری (بند 10 ماده 6 قانون مطبوعات).

10- انتشار هرگونه محتوا مشتمل بر توهین، افترا و نشر اکاذیب علیه نظام ، قوای سه گانه، سازمان های حکومتی و نهادهای اجرایی و نظارتی انتخابات ریاست جمهوری (مواد 500 ، 618 و 609 قانون مجازات اسلامی و بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و ماده 18 قانون جرایم رایانه‌ای).

11- انتشار هرگونه محتوای دارای طبقه بندی(محرمانه و سّری)
 
12- مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری(تبصره 4 ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری، ماده 3 قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سّری دولتی و ماده 3 قانون جرایم رایانه‌ای و بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات).

13- انتشار محتوای خلاف واقع در ارتباط با نتایج بررسی صلاحیت‌ها، شمارش آراء، نتایج انتخابات. (مواد 697 و 698 قانون مجازات اسلامی و بند 7ماده 33 و 80 و 85 قانون انتخابات ریاست جمهوری) 
 
14- انتشار محتوا با هدف دخالت در امر انتخابات با سمت یا سند مجعول یا به هر نحو غیر قانونی در فضای مجازی (بند 15 و 17 ماده 33 و 85 قانون انتخابات ریاست جمهوری).

15- انتشار و توزیع هرگونه محتوای تبلیغاتی از سوی کارکنان ادارات ، سازمان‌ها ، ارگان‌های دولتی و نهادها با ذکر سمت خود، له یا علیه هر یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری درفضای مجازی(مواد 68و 88 قانون انتخابات ریاست جمهوری).

16- انتشار و توزیع هرگونه محتوای تبلیغاتی از سوی مقامات اجرایی و نظارتی انتخابات له یا علیه هر یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری درفضای مجازی (ماده 73 قانون انتخابات ریاست جمهوری).


 محتویات مجرمانه اینترنتی مرتبط با انتخابات شامل دو بخش می باشد. بخش اول شامل محتویات مجرمانه ای است که جنبه عمومی داشته و جلوگیری از انتشار آنها در صلاحیت کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه است و بخش دوم محتویات مجرمانه ای است که جنبه شخصی داشته و رسیدگی و اثبات آنها نیازمند طرح شکایت خصوصی و بررسی دلایل و مدارک و رسیدگی قضایی در مراجع ذیصلاح بوده و در صلاحیت مقامات قضایی می باشد لذا در اینگونه موارد اشخاص ذینفع صرفاً می توانند با مراجعه به مراجع قضایی ذیصلاح ، بر اساس موازین قانونی نسبت به طرح شکایت خصوصی اقدام نمایند. لذا بر این اساس کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه تنها فهرست مجرمانه ای که دارای جنبه عمومی می باشند را تعیین نموده است
براساس قانون انتخابات ریاست جمهوری و قانون مجازات اسلامی موارد ذیل را می توان از جمله مصادیقی اعلام نمود که نیاز به شکایت خصوصی دارند.

1- انتشار ادعاهای کذب و غیرواقعی توسط نامزدها در خصوص دارای بودن سابقه مشاغل دولتی اعم از کشوری یا لشگری و انتظامی و مدرک تحصیلی (ماده 555قانون مجازات اسلامی و قانون مجازات استفاده غیرمجاز از عناوین علمی مصوب (6/12/88)).

2- انتشار هرگونه محتوا در جهت هتک حرمت و حیثیت و نشر اکاذیب علیه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (ماده 71 و 92 قانون انتخابات ریاست جمهوری و ماده 698 و 700 قانون مجازات اسلامی و ماده 30 قانون مطبوعات ).

3- انتشار صوت، تصویر یا فیلم خصوصی و خانوادگی و یا اسرار شخصی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بدون رضایت آنها به نحوی که موجب ضرر یا هتک حیثیت آنان گردد.

4- ایجاد هرگونه تغییر و یا تحریف فیلم ، صوت یا تصویر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری به نحوی که عرفاً موجب هتک حرمت و حیثیت او شود . (ماده 16 قانون جرایم رایانه ای )

5- هرگونه دسترسی غیرمجاز، شنود، تخریب ، تغییر ،محو ،متوقف کردن و سرقت اطلاعات محتوای تارنماها و پست الکترونیکی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و سامانه های رایانه ای مرتبط با انتخابات بند ج ماده 25 قانون جرایم رایانه ای)

6- انتشار اسامی متهمان تخلفات انتخابات ریاست جمهوری قبل از رسیدگی به اتهامات آنها در مراجع قضایی و قطعیت رأی . (تبصره یک ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری و ماده 697 قانون مجازات اسلامی)

7- انتشار علت رد صلاحیت داوطلبان بدون رضایت آنها در صورتی که موجب افشای اسرار و یا هتک حیثیت آنها شود. (ماده 17 قانون جرایم رایانه ای ، ماده 31 قانون مطبوعات و ماده واحده لزوم رسیدگی دقیق به شکایات داوطلبین رد صلاحیت شده در انتخابات مصوبه 22/8/78 مجمع تشخیص مصلحت نظام)

8 ـ متهم نمودن داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری بدون دلیل و مدرک و با اغراض شخصی. (تبصره 3 ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری)

حماسه حضور


اگر بعدها شاهد حضور خوانندههای لس آنجلس بودید تعجب نکنید شاید تعداد بیشتری  در راهپیمایی حضور

یابند.

49861_408.jpg


نرگس موسوی پس از آزادی: من، فرزند میرحسین موسوی، مصمم تر از قبل پیگیر حق پدر و مادرم خواهم بود



کلمه – زهرا صدر: نرگس موسوی، فرزند میرحسین و رهنورد، که صبح امروز با حضور ماموران امنیتی در منزلش بازداشت و پس از بازجویی چند ساعته آزاد شده بود، در تشریح اتفاقات امروز می گوید: صبح امروز من با پسر چهار ساله ام داشتیم می رفتیم سر کار که ناگهان جلوی ماشینم آمادند. چهار – پنج مرد درشت هیکل و یک زن بودند که من را وادار کردند به خانه ام برگردیم تا آنجا را تفتیش کنند.
فرزند نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه ماموران امنیتی در هنگام بازداشت با خشونت غیر قابل انتظاری با او برخورد کرده و حتی تهدید به کشتن کرده اند، در ادامه به کلمه می گوید: من از آنان حکم خواستم که نشانم دادند، به نظرم از دادگستری بود.
وی با بیان اینکه که رفتارهای ماموران خشونت آمیز بوده است، گفت: یکی از آن مردها که من قبلا سر کوچه اختر هم دیده بودمش، دستش را بلند کرد که بزند زیر گوش من. اصلا رعایت نمی کرد که لااقل چون مرد است تماس فیزیکی نداشته باشند. یعنی مردها دست های من را گرفتند و بردند. به طرز وحشتناکی خانه را بازرسی کردند. همه چیز را به هم ریختند و حتی به اتاق بچه هم رحم نکردند.
نرگس موسوی با تاکید بر اینکه اگر بتوانم حتما عکس از اتاق ها و خانه ی به هم ریخته ام ارسال خواهم کرد، ادامه می دهد: پسر من خیلی وحشت زده شده بود. چون مرتب بحث و تنش ایجاد می شد. من که دیگر کسی را ندارم. پدر و مادرم در زندان هستند و فکر کنید یک زن تنها و یک بچه چهار ساله در خانه و ۸ تا مرد با یک زن. یک تنش کلامی بینمان ایجاد شد و بعد از آن یکی از ماموران به من گفت جای تو اینجا نیست، اگر دست من بود از همین ساختمان پرتت می کردم پایین. این را جلوی پسر من گفت. که من آنجا شروع کردم داد و بیداد کردن و گفتم تو بیجا می کنی. تمام لوازم الکترونیکی من، مثل لپ تاپ، آی پد، موبایلم و MP4 ام، همه را بردند. یک سری کاغذ و نوشته های خصوصی من را هم برداشتند.
وی با تکرار این جمله که رفتارها با او و پسرش در بازرسی بسیار توهین آمیز و خشن بوده، می گوید: هم مرا تهدید به زدن کرد و دستش را برد بالا که بزند و هم تهدید به کشتن کرد. عکس های بدون حجاب ما جلوی دستش بود، و وقتی من اعتراض کردم که عکس های بی حجاب من و خواهرهایم را نگاه نکن، با بی توجهی و تمسخر آن ها رو به رو شدم.
نرگس موسوی در ادامه می افزاید: مرا به دادسرای اوین بردند. دو ساعتی منتظر نگه ام داشتند. بعد آمدند سوال ها را روی کاغذ می نوشتند و جواب می خواستند. از روی عمد معطل می کردند. تا ساعت ۴ هم که ما در دادسرا بودیم، هیچی برای خوردن نبود و تشنه و گرسنه نگه داشتند.
دختر کوچک میرحسین موسوی و زهرا رهنورد خاطرنشان می کند: مرتب می پرسیدند چطور با سایت کلمه ارتباط داشتید؟ و مشخص بود که با این مسئله مشکل داشتند و حساس اند. من هم گفتم که از طریق ایمیل و گاهی هم تلفن می زنند. من آنجا هم تاکید کردم که سایت کلمه و اخبار آن کاملا مورد قبول ما است.
نرگس موسوی با اشاره به جزییات بازجویی های خود می گوید: به من گفتند چرا شما می گویید حبس پدر و مادرتان غیر قانونی است؟ اصلا غیر قانونی نیست. مراجع ذی ربط این را تایید کردند. من نوشتم وقتی که هیچ ارگانی پاسخگو نبوده و همه مجامع بین المللی و جامعه داخلی همه و همه انتقاد کردند از این وضعیت و هیچ کس پاسخگو نبوده، این یعنی غیر قانونی است. هم از نظر من، هم از نظر مردم، هم از نظر خدا و هم از نظر همه.
وی با بیان اینکه در آخر هم با آرامش ما را بدرقه کردند، می گوید: ولی بازرسی از خانه خیلی تنش دار بود و داخل دادسرا هم من با یکی از این آقایان بحثم شد و او من را پرت کرد از اتاق بیرون و من را برد در یک اتاق دیگر و روی یک صندلی تکی نشاند. رفتار بسیار تحقیرآمیز و پر از عقده و کینه داشتند گرچه بعد از مدتی آمد و معذرت خواهی کرد.
نرگس موسوی در پایان با بیان اینکه یکی از مواردی که خیلی باعث ناراحتی من شد این بود که آنجایی که ما را بردند معتادهایی را می آوردند که مثلا از یکی از آنها ۲ کیلو شیشه گرفته بودند، تصریح می کند: یعنی ما کنار آنها بودیم. یعنی من را در کنار مردی قرار می دادند که صبح ۲ کیلو شیشه ازش گرفتند.
نرگس موسوی همچنین تاکید کرد که به عنوان فرزند میرحسین موسوی و زهرا رهنورد مصمم تر از قبل پیگیر حقوق از دست رفته ی پدر و مادر خود خواهد بود.
ظهر امروز نیز فرزند ارشد نخست وزیر کوکب موسوی در گفت و گو با کلمه  تصریح کرده بود که هنگام بازداشت هیچ دلیلی عنوان نشده اما از نظر ما مشخص است و در واقع می خواهند آبروریزی های اخیر حاکمیت را تحت الشعاع این خبر قرار دهند که در آستانه ی ۲۵ بهمن و آغاز سومین سالگرد حصر تشدید اقدامات غیر قانونی حاکمیت قابل پیش بینی بود.

نقل از: ندای سبز



بهار یکتا

از مجموع پنج برادری که مناصب مختلف حکومتی را به تصاحب خود در آورده اند شاید تاکنون کمتر کسی نام فاضل لاریجانی را شنیده باشد. نامی که به مبارکی اعمال غیراخلاقی سعید مرتضوی در ضبط جلسه ای مشترک با این برادر کوچک لاریجانی ها به یکباره به ستاره محافل سیاسی و خبری تبدیل شد.
هنوز چند هفته ای از برکناری وزیر بهداشت که حامی باقر لاریجانی بود و نمی خواست او سمت خود را ترک کند نگذشته بود که وزیر دوم کابینه احمدی نژاد قربانی فرزند آخر آیت الله هاشم آملی شد.
نام لاریجانی ها اولین بار با ورود محمدجواد لاریجانی به صحنه سیاسی کشور شنیده شد. یکی از پنج برادری دانش آموخته امریکا. محمدجواد هر چند ریاضی خوانده  اما به خود جرات داده بود که در اواخر دهه شصت طرح ام القرای جهان اسلام را مطرح کند. سیاستمدار لیبرال منشی که نمایندگی مجلس را هم عهده دار شد، اما مذاکره اش با نیک براون او را از صحنه سیاست کشور به دفتر در نیاوران فرستاد تا ستارگان را رصد کند. رصدی که یک دهه به طول انجامید و باز این فرزند ارشد آیت الله عرصه را برای بازگشت به سیاست یافت، وقتی برادرش صادق با حکم آیت الله خامنه ای به ریاست قوه قضاییه رسید.
0.777504001294705614_taknaz_ir.jpg
علی لاریجانی هم نام آشنایی برای ایرانیان است. او اما بر خلاف جواد که از وزارت خارجه شروع کرد، ابتدا به سپاه رفت. بعد از آن بود در زمانی که کوران جنگ و مبارزه بود بعنوان مدیر کل برون مرزی واحد مرکزی خبر مشغول به کار شد و بعد ها به ریاست صدا و سیما رسید تا بتواند با انتشار مجموعه هویت به قلع و قمع روشنفکران و اهل قلم کمک کند. شاید برای این پسر دوم آیت الله متصور نبود که نمایندگی از شهر قم که بواسطه جایگاه اجتماعی پدرش بدست آورده بود، او را به ریاست مجلس برساند. مجلسی که باید ارادت و فرمانبرداری خود را از رهبری در همه صحنه ها به نمایش بگذارد.
صادق لاریجانی که برخلاف برادران خارجه رفته، در حالی که عازم امریکا بود تغییر نظر داد و  ترجیح داده بود راه پدر را دنبال کند و در حوزه به بحث و درس بپردازد، ستاره اقبالش افول کرد وقتی بعد از اعتراضات مردمی به انتخابات مهندسی شده ۱۳۸۸ به منصب قضا رسید و امضای رهبری بر پای حکمش نشست. کسی که سالها در حوزه مشغول تحقیق و پژوهش بود به یکباره به منصبی رسید که  پیشینیانش گفته بودند خرابه ای بیش نیست! و با آمدن این برادر لاریجانی ها این خرابه به بیغوله ای تبدیل شد که فرزندان انقلاب و نظام را هم بلعید. آمار بازداشت ها افزایش یافت و هر روز حکمی برای اعدام صادر شد و باقر لاریجانی اما که از او بعنوان چهره ماندگار تاریخ پزشکی یاد کرده اند و  دانشمند اسلامی نیز لقب گرفته است!  نیز سالها در کشورهای غربی مشغول کسب توشه بود و به ایران که آمد او هم بلافاصله به سمت های اجرایی رسید. ریاست دانشگاه علوم پزشکی و ریاست شورای سیاستگذاری و ریاست کرسی اخلاق پزشکی و .... را همزمان داشت تا اینکه آتش  اختلافات احمدی نژاد با برادرانش در دو قوه به این برادر پزشک رسید و سرانجام هم خودش رفتنی شد و هم وزیر را رفتنی کرد.
اما فاضل لاریجانی، فرزند کوچک آیت الله را کمتر کسی می شناخت. هنوز به پنجاه سالگی نرسیده که لیستی از مسئولیت ها و سمت ها را در پرونده خود دارد. هر چند مثل برادر بزرگترش ریاضیات و فیزیک خواند، اما ستاره اش در آسمان سیاست درخشید و به در سفارت ایران در کانادا رایزنی کرد و بعدها مدیرعاملی انتشارات دانشگاه صنعتی را گرفت و مشاور یونسکو شد و چندین مشاوره و معاونت در سابقه خود گذاشت و سرانجام در پانزده بهمن ماه از همه برادرانش مشهورتر شد و بر صفحه مونیتور مجلسی که برادرش مدیریت می کرد، ظاهر شد و در ازای قولی که برای ملاقات با برادرش صادق می داد، تقاضاهای بیشرمانه ای داشت که فقط کسی مثل سعید مرتضوی می توانست آن ها را ضبط کند و در یک اقدام غیراخلاقی در چنین تیراژی منتشر نماید.
فاضل لاریجانی، سرانجام مهر سکوت احمدی نژاد را شکست و بگم بگم های هفت ساله اش را پایان داد. هنوز صادق فرصت نکرده به فهرست تخلفات برادر بزرگش در زمین های ورامین و مزارع شترمرغ رسیدگی کند که حالا فاضل هم به جمع پرونده ها افزوده شده است. هر چند فاضل همه را تکذیب کرده و جعل خوانده، اما کیست که نداند در پس پرده مخوفی که این تازه به دوران رسیده به عرصه سیاست برانداخته اند، چه در جریان است. رانت خواری شاید شرافتمندانه ترین عملی است که توسط این جماعت میراث خوار انقلاب می تواند انجام گیرد.
اینک سرنوشت کشور گره خورده به پنج فرزند مذکر آیت الله هاشم آملی او که در پرونده سیاسی خود تنها امضای بیانیه علیه انجمن های ایالتی و ولایتی را دارد، از معدود علمایی بود که پس از انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری دست بیعت به او داد و گفت " انتخاب شایسته حضرتعالی که فردی دانشمند و اسلام‌شناس و صاحب درایت هستید از جانب مجلس خبرگان، مایه امیدواری و تسکین است."شاید همین پیام بود که به آیت الله خامنه ای قوت قلبی داد که همه پسران آیت الله را به کار بگیرد. تصمیمی غیرمنطقی و به دور از عقلانیت سیاسی در انتخاب دو برادر بر راس دو قوه! برادرانی که از همان ابتدا روی خوشی به رییس دیگر قوه نشان نداده اند.
حالا باید دید در این چند ماه باقی مانده از اقامت احمدی نژاد در پاستور او برای این برادران چه پروژه های دیگری در سر دارد. او که توانسته است با گشایش پرونده مزارع پروزش  شترمرغ محمدجواد پرونده تخلفات مالی معاون خود محمدرضا رحیمی را مسکوت نماید،   آیا پرونده های دیگری از این برادران در اختیار دارد تا بتواند این چند ماه باقی مانده را مطابق میل آیت الله خامنه ای در پاستور بماند؟