Pages

Thursday, August 29, 2013

سرپرست آموزش و پرورش و مشکلات پیش رو


بعد از رأی عدم اعتماد مجلس به محمدعلی نجفی به عنوان وزیر آموزش و پرورش که قبل از آن از سوی دست‌اندرکاران امر آموزش و پرورش با موافقت‌ها و مخالفت‌هایی روبه‌رو شده بود رئیس جمهور طی حکمی علی‌اصغر فانی را به عنوان سرپرست آموزش و پرورش منصوب کرد.

البته حضور محمدعلی نجفی در سمت وزیر که با استقبال عمومی از طرف قشر فرهنگیان جامعه مواجه شده بود، آن هم به دلیل آشنایی ایشان با بدنه آموزش و پرورش و مسائل و مشکلاتی که قشر فرهنگی با آن مواجه بوده، بر هیچ فردی پوشیده نیست. ایشان قبل از این به نقل از پایگاه خبری تحلیلی انتخاب از سوی رئیس جمهور به عنوان ریاست کارگروه آموزش و پرورش برگزیده شده و با توجه به خدمات و دیدگاه وی در دوران تصدی آموزش و پرورش می‌توانست گزینه مناسبی باشد، اما با توجه به نامه‌نگاری‌های مختلف از سوی تعدادی از مدیران کنونی این وزارتخانه در سطح استان‌ها به نمایندگان مجلس و استفاده از واژه «فتنه» در رابطه با ایشان، رأی کامل را برای احراز این مقام نیاورد و رئیس جمهور مجبور به انتخاب سرپرست برای این وزارتخانه شد.

علی‌اصغر فانی متولد ۱۳۳۳ که دارای مدرک فوق لیسانس راه و ساختمان از دانشکده فنی دانشگاه تهران و دکترای مدیریت رفتار سازمانی و منابع انسانی از دانشگاه تربیت مدرس است به این سمت منصوب گردید. سوابق کاری او شامل موارد ذیل است:

- معاون آموزشی اداره آموزش و پرورش منطقه ۱۶ تهران در سال ۵۹
- رئیس اداره آموزش و پرورش منطقه ۱۶ در سال ۶۰
- مدیر کل آموزش و پرورش کردستان
- معاون و قائم مقام دانشگاه علوم انسانی و دانشگاه تربیت مدرس در سال‌های ۶۸ تا ۷۲
- معاون بنیاد شهید در سال‌های ۷۲ تا ۷۶
- معاون برنامه‌ریزی و نیروی انسانی آموزش و پرورش در سال‌های ۷۶ تا ۷۷
- معاون آموزش متوسطه آموزش و پرورش در سال‌های ۷۷ تا ۷۸
- معاون آموزشی وزارت آموزش و پرورش در سال‌های ۷۸ تا ۸۰
- معاون آموزش متوسطه در سال‌های ۸۰ تا ۸۴
- سرپرست وزارت آموزش و پرورش از ۸ شهریور ۸۴ تا آبان‌ماه ۸۴ و نهایت سرپرست دبیرخانه شورای تعلیم و تربیت و استادیار دانشگاه تربیت مدرس

وی همچنین مولف کتاب توصیه به روسای آموزش و پرورش بوده و مدیر برگزیده ملی هشتمین جشنواره خوارزمی و مدیر مالی نمونه سومین جشنواره شهید رجایی است. وی همچنین یک فعال اصلاح‌طلب و رئیس ستاد فرهنگیان میرحسین موسوی در انتخابات ۸۸ بوده است.

با توجه به این که ایشان در بدنه آموزش و پرورش با سمت‌های مختلف مشغول به کار بوده و آشنا به تمامی ارکان این وزارتخانه می‌باشد علی‌الظاهر می‌تواند گزینه مناسبی برای این مقام باشد که قطعا گزیده شده همان کارگروهی است که محمدعلی نجفی مسِئول آن بوده است.

اما وی با مشکلات عدیده‌ای مواجه خواهد بود که مهم‌ترین آن‌ها شامل موارد ذیل می‌شود.

اولین مسئله مهم در این ایام عنوان پست سرپرستی برای ایشان است. اصولا عنوان پست سرپرستی که فرد فقط مدت کوتاه سه ماهه به عنوان بالاترین مقام وزارتخانه منصوب می‌شود، خود بزرگ‌ترین مشکل را در تصمیم‌گیری‌های کلان یک نهاد باعث خواهد شد.

تصمیم‌گیری‌ها در این جایگاه مهم احتیاج به برنامه‌ریزی‌های طولانی‌تر و درازمدت دارد و حتی سرپرست یک وزارتخانه از لحاظ برش کاری و اجرایی بودن دستوراتش بین افراد و کارکنان وزارتخانه معمولا زیاد جدی گرفته نمی‌شود و ضمانت اجرایی کامل را نخواهد داشت. نمونه بارز این مسئله دوران تصدی ایشان در سال ۸۴ به عنوان سرپرست  در این وزارتخانه است که با توجه به تفاوت سلیقه ایشان با هیئت دولت آن وقت حتی به جلسات هیئت دولت نیز دعوت نمی‌شد و از ایشان فقط به عنوان مقامی تشریفاتی قبل از انتخاب وزیر در کارها یاد می‌شده است.

مشکل بعدی وضع معیشتی معلمان است که در دوره‌های مختلف عموما تمامی وزرا با آن مواجه بوده و دغدغه اصلی قشر فرهنگی است که این خود معمولا با تعامل با سایر وزارتخانه‌ها و حتی مجلس قابل بحث و تبادل نظر است که فرد سرپرست مسلما جایگاه لازم را جهت این گونه تبادل نظرات نخواهد داشت و برنامه‌ریزی جدی در این امر با توجه به تورم سرسام‌آور در جامعه لازم و ضروری خواهد بود.

مسئله بعدی که  ریشه در عدم مدیریت صحیح آموزشی و تصمیمات عجولانه در این وزارتخانه دارد، مشکلات به وجود آمده در رابطه با همین تصمیمات عجولانه است. مشکلاتی که در رابطه با شش کلاسه شدن مدارس ابتدایی به وجود آمده را از مهم‌ترین این موارد می‌توانیم بدانیم، علاوه بر مطالب ذکر شده مسائل روزمره آموزش و پرورش که ثبت نام‌ها در این وزارتخانه نیز شامل آن است، نیز همواره جزء این مسائل است.

از دیگر مشکلات پیش روی فرد سرپرست در این وزارتخانه، عزل و نصب‌ها در دوران سرپرست جدید است که این با توجه به دوران کوتاه سرپرستی حتی ضمانت اجرایی این عزل و نصب‌ها از طرف سرپرست بسیار کم است و نیاز به برنامه‌ریزی و ضمانت اجرایی قوی‌تر و درازمدت را دارد. از طرفی چنان چه فرد سرپرست در این عزل و نصب‌ها که شامل رئیس ادارات آموزش و پرورش استان‌ها نیز می‌شود، بتواند توجه و رضایت نمایندگان مجلس را فراهم نماید می‌تواند از پیش تعداد آراء موافق خود را چنان چه به عنوان وزیر معرفی گردد را فراهم نماید که این خود بهترین فرصت جهت معرفی فرد سرپرست به عنوان وزیر از طرف رئیس جمهور خواهد بود.

در نهایت با توجه به نزدیکی سال تحصیلی جدید و لزوم ارائه مدیریت تازه در این وزارتخانه، بهتر بود شخص معرفی شده از طرف رئیس جمهور می‌توانست رأی اعتماد لازم را کسب نموده و به عنوان وزیر معرفی گردد تا بتواند تصمیمات جدی و اساسی‌تر در این زمینه اتخاذ شود.

البته می‌بایست منتظر باشیم که آیا فرد معرفی شده به عنوان سرپرست، به عنوان وزیر نیز معرفی خواهد شد یا ملاحظات سیاسی از سوی رئیس جمهور و نمایندگان اجازه این کار را نخواهد داد.

Wednesday, June 19, 2013

فوتبال و سیاست


چهار دوره پیش که به جام جهانی رفتیم یعنی ۱۹۷۸  آرژانتین بعد از دو سال که انقلاب شد قشنگ یادم

هست که سردمدارامون اون موقع شعار می دادن که تو کشور حلبی آباد داریم و فقر بیداد میکنه ورژیم

شاهنشاهی با سرگرم کردن مردم با فوتبال دردا رولا پو شونی میکنه وحالا بعد از ۳۵ سال فوتبال شده

بازی سیاسی خودشون /یادم نرفته ما که بچه بودیم آرزوی دیدن  یه بازی پخش مستقیم فوتبال و داشتیم

اما حالا آقایون از سیما شبی دو /سه تا پخش مستقیم فوتبال و دارن که مردم درداشونو یادشون بره /

عجب زمونه ای شده /بهر حال از سیاست سردمدارون که بگذریمباز خدا رو شکر که مردم یه شب

درداشون یادشون رفت و خوشحال بودن تا ببینم بعدها چی پیش میاد.

Tuesday, June 11, 2013

اعتراض به انتخابات مهندسی شده جمعه ۱۴ jun روبروی سفارت
استکهلم

Tuesday, May 28, 2013

انتخابات مهندسی شده


بعد از رد صلاحیت رفسنجانی که بسیاری باور به آن نداشتند اما از پیش معلوم بود که این امر انجام خواهد شد و بعد از عدم اتحاد لازم از سوی اصلاح طلبان انتخابات به سمتی پیش خواهد رفت که از بین کاندیداهای پیش رو فردی انتخاب شود که حداکثر همسوئی به نظرات رهبر را دارد.
از طرفی در حال حاضر از طرف جبهه اصلاح طلب و جریانات همسو به اتفاق نظر لازم نرسیده اند که خود بهترین هدف لازم برای جریانات تندرو می باشد.
حال در روزهای باقیمانده به انتخابات باید دید که چه پیش خواهد آمد و آیا جریانات مخالف به تفاهم لازم جهت معرفی کاندیدای واحد و یا حکم به تحریم انتخابات خواهند داد.
اما باید آرزو کنیم که هرچه پیش بیاید به جزء انتخابات جلیلی که از مذاکرات هسته ای که انجام داده و تفکرات او معلوم است کشور از زمان احمدی نژاد نیز عقب تر رفته و خدا می داند چه  بر سر ملت خواهد آمد .
احسان پناهنده

Thursday, May 2, 2013

مشکلات معیشتی معلمان


طی سالهای اخیر جامعه ی فرهنگیان کشور با مشکلات زیادی مواجه بودند که با گذشت زمان و تغییر دولتهای متعدد کمتر راه حلی برای رفع آنها اندیشیده شده است. ماندگاری مشکلات معیشتی و اجتماعی فرهنگیان دیگر به روندی فرسایشی تبدیل شده است.
همه ساله با آغاز هفته ی معلم خطابه ها و همایش های متعدد در توصیف مقام معلم و ضرورت رفع مشکلات آنها برگزار شده و خروجی آنها تنها محدود به حرف می شود تا عمل به هر حال این مشکلات با اوضاع کنونی کشور به چند برابر هم رسیده و روز به روز نیز با گسترش تحریم ها و مشکلات داخلی و اوضاع اقتصادی بدتر نیز شده است. از طرفی ارتباط مستقیمی بین این مشکلات معیشتی معلمان و مشکلات آموزشی وجود دارد که این خود زمینه ساز افت تحصیلی در آموزش وپرورش کشور شده است.
در اینجا جا دارد با بررسی عملکرد وزرای آموزش و پرورش  در بعد از انقلاب تا حدودی با اقدامات انجام شده در زمینه معیشتی معلمان آگاه شوید.
اولین وزیر آموزش و پرورش بعد  از انقلاب دکتر غلامحسین شکوهی بود که طی حکمی به این سمت انتخاب گردید. وی را که به عنوان پدر علم تعلیم و تربیت نیز می دانند، پس از شش ماه از مقام خود استعفاء کرد و اینگونه بیان نمود که چون پس از شش ماه همکاری در وزارت آموزش و پرورش احساس می کنم مسایلی که کشور در حال حاضر با آن مواجه می باشد از نوع مسایلی که برای آنها از خود تخصص و تجربه ای سراغ دارم، نیست با کمال تأسف از مقام خود استعفاء می کنم. شاید تنها وزیری که می توانست راه گشای مسائل آموزشی در کشور باشد عمر وزارتش فقط شش ماه طول کشید.در دوره وزارتش هنوز مسائل معیشتی در بین فرهنگیان بوجود نیامده بود و سطح حقوق در این قشر کافی برای گذراندن امور زندگی بود.
رجایی و باهنر نیز که بین سالهای 60-58 به عنوان وزیر در این وزارتخانه مشغول شدند، با توجه به نا آرامی های سالهای اولیه انقلاب قادر به تغییر سازمان یافته و برنامه ریزی شده ای در رابطه با مسایل آموزشی نشدند.نکته مهم و قابل توجه اینکه اکثر مدیران دولتی و نماینده های مجلس در دوره های مختلف عمدتا در بین این سالها در وزارت آموزش و پرورش مشغول بودند و با توجه به فرهنگی بودن آنها توانستند وجهه ی مناسب در بین مردم در آن سالها کسب نمایند.
علی اکبر پرورش بین سالهای 64-60 به عنوان وزیر مشغول به کار شد. وی به مدت چهار سال در دولت های باهنر و میرحسین موسوی مشغول به کار بود. مشکلات ساختاری آموزش و پرورش و کسری بودجه همیشگی این وزارتخانه و زمزمه های  مشکلات معیشتی معلمان  در این دوره بود.در این دوره جذب معلمان حق التدریس به خاطر افزایش جمعیت و کمبود معلمان رسمی شدت گرفت.
سید کاظم اکرمی جایگزین پرورش در کابینه ی دوم موسوی بود. بین سالهای 68-64 ، در این  دوره که کشور در اوج مسایل مربوط به جنگ و کسری بودجه و مشکلات اقتصادی بود مجالی برای توجه به امور معیشتی معلمان باقی نمی ماند و حقوق ماهیانه فرهنگیان در این سالها کفاف امورات روزمره و گذر زندگی را نمی داد.
طولانی ترین دوره وزارت آموزش و پرورش تا به امروز متعلق به محمد علی نجفی است. نجفی هشت سال وزیر آموزش و پرورش بود و توانست در طول این هشت سال برخی تغییرات ساختاری و محتوایی را به بدنه این وزارتخانه تزریق کند. از طرفی با توجه به اینکه کشور در دوران سازندگی بعد از جنگ بود و تورم نیز روند صعودی خود را آغاز کرده بود، کم کم مشکلات معیشتی معلمان و کمبود حق التدریس معلمان حق التدریسی خود را نشان می داد و میزان افزایش حقوق ها کفاف گذر زندگی را به فرهنگیان نمی داد. شروع بحث های مربوط به مشکلات معیشتی معلمان از این دوره بود.
بین سالهای 76تا80 حسین مظفر یکی از عجیب ترین انتخاب های خاتمی در دوره اول ریاست جمهوری وی بود. وزیری که مخالف عقاید و ایده خاتمی بود و عملا خاتمی وی را جهت اینکه مجلس پنجم در اختیار راست گرایان بود معرفی کرده بود.در این دوره با توجه به اینکه وزیر قبلی آموزش و پرورش محمد علی نجفی در رأس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت خاتمی بود کمک مهمی از طرف این سازمان جهت اصلاح احکام و میزان حقوق معلمان صورت گرفت. اما این افزایش حقوق باز کفاف تورم موجود در جامعه را نمی داد و مشکلات این قشر از جامعه هنوز به قوت خود باقی مانده بود.میزان حق التدریس معلمان حق التدریسی نیز کمی بهبود یافت.از نکات مهم دیگر در این دوره بحث شروع به کار کانون صنفی معلمان بود که با حمایت شخص رئیس وقت آموزش و پرورش شهر تهران جواهری پور صورت گرفت.
قرعه وزارت در دولت دوم خاتمی به نام مرتضی حاجی افتاد مردی که بیش از آنچه سابقه ای درآموزش و پرورش داشته باشد، چهره ای سیاسی بود.بحث انتخاب مدیران مدارس توسطه معلمان در این دوره صورت گرفت و مسایل معیشتی که هنوز به شدت باقی بود تبدیل به یک ابزار سیاسی بین مجلس و دولت گردید، به خصوص در مجلس هفتم که اکثریت بدست اصول گرایان بود. حجم مطالبات معلمان از سوی مجلس نیز دامن زده می شد.لازم به ذکر است که اولین تجمع مدیران و معلمان پس از انقلاب در سال 80 در این دوره بود.
دوره وزارت فرشیدی بین سالهای 86-84 یکی از جنجالی ترین و پر حاشیه ترین دوره ها در تاریخ آموزش و پرورش بود. اوج اعتراض معلمان که منجر به اعتصاب و تحصن عمومی در سال 85 شد، در دوران وزارت وی صورت گرفت.
مطالبات و خواسته های معلمان که با تشکیل انجمن صنفی شکل تازه ای به خود گرفته بود باعث شد که در 23 اسفند 85 راهپیمایی که روبروی درب وزارتخانه صورت گرفت به خشونت کشیده شده و 1000 نفر از معلمین به صورت موقت بازداشت و تعدادی از آنان نیز به شدت مورد ضرب شتم قرار گیرند.در این سال تعدادی از اعضاء کانون صنفی نیز بازداشت شدند و احکام کیفری مربوط به آنان تا به حال نیز ادامه دارد. بعد از این راهپیمایی، اعتصاب در مدارس نیز به شکل جدی ادامه یافت و در تعدادی از مدارس معلمان از حضور در سر کلاس خودداری نموده و مطالبات خود را خواستار شدند.
بعد از برکناری فرشیدی از سوی احمدی نژاد وزارتخانه چند وقتی بی وزیر ماند و فردی که گفته می شد نزدیکی فکری و انتسابی به احمدی نژاد داشت به عنوان وزیر معرفی گردید.علی رضا علی احمدی که از دانشگاه پیام نور اساسا به دنبال افکار خود در این دانشگاه و اجراء نمودن آن در آموزش و پرورش بوده و در افکار وی جایی برای اصلاح و بهبود وضع معیشتی  معلمان وجود نداشت و همواره سعی در کوچک نمودن ساختار تشکیلاتی در وزارتخانه و سطح مدارس بود. وی مقاومت زیادی جهت عدم رسمی نمودن معلمان حق التدریس نمود و قولهایی که به این گروه داده می شد را بی جواب گذاشته بود.
بعد از جریان انتخابات سال 88 و مطالبات به حق مردم در جریان این انتخابات حاجی بابایی به عنوان یازدهمین وزیر آموزش و پرورش بعد از انقلاب شروع به کار نمود. وی که خود از وزرایی است که معلم بوده و ظاهرا می بایست از مطالبات این قشر آگاهی داشته باشد از همان ابتدا روند کار خود را به اصلاح نظام آموزشی قرار داد و کمتر از بهبود وضع معیشتی معلمان حرفی زد به خصوص که در دو سال اخیر کشور به طور جدی درگیر تحریم ها بوده و اگر چنانچه تصمیمی در این زمینه داشت با اوضاع کنونی و پیش آمده قادر به اجرا آن نمی توانست باشد.از اقدامات دیگر وی رسمی نمودن تعدادی از معلمان حق التدریس بود که آن هم با شرایط خاص صورت گرفت.
حال با بررسی عملکرد وزرای بعد از انقلاب در راستای اقدامات انجام شده در مورد معیشت معلمان لازم است در ادامه نکات ذیل را در نظر داشت.
مطلبی که معلمان  به آن اشاره داشته و تا حدودی از آن همواره  گلایه مند هستند اینکه با بررسی سابقه نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی سطح بالا به این نکته می رسیم که در اوایل انقلاب این مسئولین به گفته  خودشان به شغل شریف معلمی اشتغال داشته و بعد از چهره و شناخته شدن در شهرهای مختلف به این شکل، حال فراموش نموده اند که خود روزی معلم بوده و حداقل کاری که می بایست انجام نمایند را دریغ نموده، و فرهنگی بودن آنها فقط و فقط پله ای برای صعود به رده های بالاتر حکومت بوده است.اینان فقط در سخنرانی های خود آن هم سالی یک بار در روز معلم به حقوق از دست رقته معلمان اشاره می نمایند  و به همین بسنده می کنند و در عمل چه در مراحل قانون گذاری و اجرایی جامعه هیچگونه اقدام قابل توجهی انجام نمی دهند. این سخنرانی ها آنقدر تکراری شده که دیگر معلمان نیز تمایلی به شنیدن آن نداشته، به خصوص در مواقعی که انتخاباتی در پیش بوده اینگونه موعظه ها به شدت روند صعودی دارند. شایان ذکر است در تمامی انتخابات بعد از انقلاب که برگزار شده وظایف هیئت های اجرایی با معلمان بوده و تا سال 70 هیچگونه حق الزحمه ای نیز برای این قشر در نظر گرفته نمی شد و بعد از این سال  هم حق الزحمه بسیار اندکی در نظر گرفته که آنهم ماهها بعد از برگزاری انتخابات به فرهنگیان پرداخت می شد در مواردی هم دیده شد که پرداخت این حق الزحمه ها تا انتخابات بعدی طول می کشید.
در دوره های گوناگون و وزرای مختلف همواره از طرف معلمان این مسئله مطرح بوده که تبعیض بوجود آمده بین قشر فرهنگی و سایر کارمندان دولت به نحوی می بایستی برطرف شود. اما مسئولین آموزش و پرورش نیز همواره با بیان این مطلب که این وزارتخانه مصرفی است سعی در توجیه این مطلب نموده اند که این خود زمینه ساز نارضایتی وسیعی از طرف قشر فرهنگی شده که متأسفانه در ادوار مختلف سعی در بر طرف شدن آن نگردیده و سبب دلسردی در بین معلمان شده است.
یکی دیگر از دغدغه های معلمان به خصوص در سالهای اخیر انتصابات  در سطح آموزش و پرورش می باشد بسیاری از مدیران سطح بالا در این وزارتخانه متاسفانه به شکل رابطه ازسایر ارگانها و وزارتخانه ها به این کار مشغول شده اند و تخصص لازم را در جهت انجام امور مربوط به آموزش و پرورش را نداشته و در بحث های مربوط به اختصاص بودجه و سایر امور، توان تخصیص بودجه های لازم را در این وزارتخانه ندارند.
از مطالبی که درسطح عامه مردم همیشه در رابطه با معلمان مطرح می شود بیان این نکته است که مقدار تعطیلات معلمان درطول تابستان و سایر ایام سال توجیح حقوق نامناسب برای قشر فرهنگی است هر چند که معلمان حق التدریس در ایام تعطیلات هیچگونه حق التدریسی دریافت نمی نمایند. لازم به ذکر است که معلمان حاضرند در طول تابستان با برنامه ریزی از طرف وزارتخانه، وقت خود را صرف دوره های آموزشی مناسب در ایام تابستان جهت به روز شدن اطلاعات آموزشی کنند و یکی از ایرادات مهم وارده به این وزارتخانه در ادوار مختلف عدم برگزاری جامع این دوره هاست که این خود بار مالی مضاعفی را برای این وزارتخانه می طلبد که مسـئولین امر همیشه از انجام آن شانه خالی نموده اند.
هر ساله در این ایام و جشن ها ی مربوط به هفته معلم در سطح مناطق مختلف آموزش و پرورش و کشوری تعداد محدود و خاصی از معلمان با معیارها و سلیقه مدیران وقت تقدیر به عمل می آید که این زمینه دلسردی را بین سایر معلمان فراهم می سازد. به جاست این تقدیرها حالت کلی تر و جامع تر داشته و تمامی معلمان را در بر گیرد، از طرفی جذب معلمان در تعداد معدودی از مدارس خارج از کشور که می تواند کمک مالی در خور شایانی را برای آنها به همراه داشته باشد، با رابطه بوده و در گزینش نهایی برای اعزام این معلمان کارائی و تخصص لازم جهت تدریس ملاک نبوده و مسائل سیاسی و عقیدتی را در گزینش این معلمان مد نظر قرار می دهند ، که معمولا مدیران قبلی وزارتخانه را جهت خوش خدمتی ها انتخاب نموده و راهی خارج از کشور می نمایند. لازم به ذکر است در تقدیرها و گزینش ها جهت اعزام به خارج از کشور، معلمان حق التدریس جایی ندارند.
از مطالب مهمی که همیشه از دغدغه های معلمان در دوره های مختلف بوده، عدم توجه مسئولین به مسائل رفاهی این قشر از جامعه است. در حالی که سایر کارمندان دولت در دیگر وزارتخانه ها از بیمه مناسب و کمک های رفاهی جهت تأمین مسکن، پوشاک و غیره تا حدودی برخوردار هستند این کمک ها در سطح آموزش و پرورش در حد صفر بوده است. فقط چند سالی است که بحث بیمه ی تکمیلی و طلائی برای معلمان از طرف مسئولین مطرح و انجام شده که آن هم با مراجعه به مراکز درمانی و پزشکی جهت معالجه، و پرداخت مبالغ زیاد علاوه بر حق بیمه به عدم کارائی مناسب آن پی می بریم حال آنکه این مطلب هیچگاه از طرف مسئولین در مصاحبه ها اشاره نمی شود و تنها در اقدام تبلیغی مانور اجرایی شدن اینگونه بیمه ها داده می شود.  سطح تخصیص بودجه از طرف بیمه ها برای هر کار پزشکی مبلغ توافق شده ای بین بیمه و آموزش و پرورش است که مبلغ ناچیزی از کل هزینه های درمانی است. این در حالی است که معلمان حق التدریس از هیچ یک از این بیمه ها برخوردار نبوده و دغدغه های فراوانی را برای انجام امور درمان خود دارند.
 همچنین مشکلات آموزشی از قبیل تراکم بالای کلاسها از لحاظ فیزیکی و وسعت و امکانات، عدم دسترسی به وسائل کمک آموزشی مناسب هر درس که معلمان همواره با آن مواجه بودند و دغدغه های مربوط به فرزندانشان در رابطه با تحصیلات و عدم استخدام پس از بازنشستگی والدین، عدم حفظ شأن معلم در جامعه و نگرانی ها از دوران بازنشستگی که همواره از دغدغه های بزرگ معلمان است. این در حالی است که معلمان حق التدریس برای آینده شغلی خود هیچگونه برنامه ای متصور نیستند و دغدغه بزرگ آنان استخدام و داشتن حداقل امکانات و دریافت  حقوق ماهیانه می باشد.
لذا  جا دارد که این قشر موثر و سازنده در جامعه که واقعا در سالهای اخیر بیش از پیش مورد بی توجهی قرار گرفته اند با ایجاد و بازنگری تشکل های صنفی در خود، اقدامات هماهنگ و متحدتر جهت پی گیری مطالبات خود برداشته و مسئولین امررا ناچار به توجه بیشتر به وضع معیشتی خود نمایند، تا شاید مسئولین به جای توجه به امورات نظامی گری و هزینه نمودن پیرامون آن بیشتر به آموزش و پرورش کشور که یکی از ارکان مهم جامعه است، بپردازند.
احسان پناهنده

Monday, April 29, 2013

تا کی






امروز اصلا وابدا حال نوشتن مطلبی رو نداشتم اما پای اخبار شبکه ۱ خبر کنفرانس بیداری اسلامی

رو دیدم  حدود ۷۰۰تا ۸۰۰ مفتخرو جمع کردن و معلوم کلی پول مردم و بیت المال تو جیب ...........

در حالی که یک عده گرسنه وشرمنده زن وبچه حتی قادر به خرید تکه نونی هم برای سفره شون

نیستند  خامنه ای هم   که فقط حرف

                                                 فقط نمی دونم چی بگم فقط خدا به همه رحم کنه

Sunday, April 14, 2013

طرح شش کلاس شدن ابتدايی و مشکلات آن


بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان در سال تحصيلی جديد طرح شش کلاس شدن به اجرا درآمد و دانش آموزان کلاس پنجم، سال قبل،در سال تحصيلی جديد در همان مدرسه ابتدايی در کلاس ششم حاضر شدند.

در حالی که بازگشت ششم ابتدايی به دبستان ها ۲۲ سال قبل نيز در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شده بود، سرانجام با تدوين سند تحول نظام آموزشی، اين شورا،مهر سال قبل به حذف کامل پيش دانشگاهی و شش ساله شدن دوره ابتدايی رای داد.

از طرفی اين طرح که تقريبا يکسال از تصويب آن می گذرد معلوم بود بيشتر با سليقه طيف خاص به اجرا در آمده و کارشناسی های لازم در اين زمينه صورت نگرفته است، و از همان ابتدا مشخص بود که نقاط ضعف فراوان داشته، اجرای آن دچار مشکل خواهد شد.

برخی بازگشت کلاس ششم به نظام آموزشی و مدارس ابتدايی را به دوران پيش از انقلاب نسبت می دهند، به روز هايی که از پيش دانشگاهی و نظام جديد وقديم خبری  نبود و کلاس ۱۲ ديپلم محسوب می شد و کلاس ۹ يا همان سيکل برای خودش  اعتباری داشت.

برخی از والدين هم تغيير نظام آموزشی و شش ساله شدن دبستان را آزمون و خطايی ديگر در دبستان ها عنوان  ميکنند که مانند پيش دانشگاهی ممکن است روزی دوباره حذف شود.

علی عباسپور تهرانی نماينده مجلس در دوره قبل و رئيس کمسيون آموزش مجلس در آن دوره می گويد: نگرانی اين است که آموزش و پرورش که در آستانه تحول بنيادين در اين وزارتخانه است با اجرا کردن اين طرح که کار بزرگی است از اصل تحول بازبماند و نتواند آن را اجراء کند.

به هر حال چيزی که مشخص است و اساس کار تصويب اين طرح بر آن استوار بوده و هيچيک از مسئولين آموزش وپرورش به آن اشاره نکردند بار مالی طرح است که با توجه به بودجه های مصوب آموزش و پرورش و مشکلات مالی در اين وزارتخانه، اساس کار بر آن استوار بوده است.

به هر حال چيزی که مشخص است و اساس کار تصويب اين طرح بر آن استوار بوده و هيچيک از مسئولين آموزش وپرورش به آن اشاره نکردند بار مالی طرح است  که با توجه به بودجه های مصوب آموزش و پرورش و مشکلات مالی در اين وزارتخانه، اساس کار بر آن استوار بوده است.

با توجه به اينکه اخذ ديپلم و پايان دوره متوسطه در ۱۲۳ کشور دنيا با گذراندن ۱۲ سال تحصيل اجراء می شود و کم کردن يکسال دوره پيش دانشگاهی و اضافه کردن به دوره ابتدائی بر اساس همان طی نمودن ۱۲ سال است. نکته مهم اينجاست که مسئولين  آموزش و پرورش با جابجائی نسنجيده و يکباره اين يکسال بدون کار کارشناسی و اجرای آزمايشی بدنبال حداقل نمودن بودجه ها در اين وزارتخانه هستند.

اصولا بار مالی در مقطع متوسطه در برگيرنده هزينه های مختلف شامل سرانه دانش آموزی و اختصاص حق التدريس لازم است و اين در مقطع ابتدائی به نصف تقليل می يابد و همين مسئله کافی بود تا مسئولين امر به اين طرح ضربتی اقدام نمايند. اما مشکلاتی که در اجرای اين طرح بوجود آمده متعدد بوده و باز حکايت از اجرای عجولانه اين طرح را نمايان می سازد.

يکی از اين مشکلات کمبود معلم و امکانات کافی و برنامه ريزی شده در مدارس ابتدائی بوده، از طرفی به نقل از سايت خبر آنلاين مورخ ۲۷ دی ماه سال جاری که به مسئله بلوغ در کلاس ششمی ها می پردازد و به نقل از يکی از صاحبنظران مسائل آموزشی به اين نکته اشاره دارد که در کشور ما معمولا بلوغ به دلايل خاص فرهنگی توأم با پنهان کاری است و اولياء به اين مسئله بی توجهند و اين بی توجهی که متأسفانه در نظام آموزشی هم مشاهده می شود باعث گرديده تا نوجوانان مسائل بلوغ خود را درون گروه همسالان بياورند و در آنجا به طور حتم با انحرافات بسيار مواجه می شوند و اين انحرافات و هيجانها باعث آزار و اذيت کوچکترها و وبرخی مسائل ديگر در محيط مدرسه می شود. البته لازم به ذکر است که ازدحام در مدارس کمبود و محيط فيزيکی اين مسئله را تشديد می نمايد.

بازخورد انتشار اين خبر در سايتهای مختلف و فشارهای متعدد اولياء باعث اين شد که باز مسئولين به فکر تفکيک ساعت تفريح در مدارس ابتدايی باشند که اين هم به نوبه ی خود در اجراء با مشکلات عمده ای روبرو خواهد شد.

در نظر بگيريد که با اين تعداد دانش آموزان در مدارس و کمبود فضای آموزشی اجرای همزمان ساعت تفريح و کلاس درسی چه وضعيتی را در مدارس پيش خواهد آورد.

همچنين به نقل از روزنامه شرق مورخ ۹۱/۶/۲۰ که با تعدادی از معلمين پايه ششم مصاحبه ای را انجام داده است، بيانگر اين مطلب بوده که وقت لازم جهت توجيح و آموزش روش تدريس مناسب معلمين پايه ششم کافی نبوده و گزارشهای متعدد در مدارس مختلف تهران هم دلالت بر عدم تسلط معلمين در نحوه تدريس کتابهای تازه تأليف رامی دهد.

به هر حال از مشکلات مطرح شده که بگذريم ، آيا وقت آن نرسيده است که مسئولين در آموزش و پرورش با دقت بيشتر، روی تصميمات منطقی تر عمل نمايند. شايد هم مانند ساير ارکان مهم در کشور کار به دست کاردان نبوده و با توجه به اينکه اکثر مسئولين رده بالا و ميانی در آموزش وپرورش با رابطه منصوب می شوند، توقعی بيش از اين نبايد داشت.

------------------------------------------------------------------------------------
احسان پناهنده، ساکن اروپا، پیشتر در مدارس ایران مدیر بوده است.