Pages

Thursday, February 7, 2013


راستش را بگو
حدود 2 ماه قبل شبکه اول سیمای ضرغامی ملعون پخش سریالی را شروع کرد به نام (راستش را بگو)
این سریال از این جهت برای من جالب بود که نویسنده آن یکی از دانش آموزان دوران ابتدائی اینجانب به نام مصطفی رستگاری بود.
او که با امید آهنگر همان علی کوچولوی خودمان هم کلاس بود(البته در کلاس سوم) از همان ابتدا علاقه به کارهای هنر و فیلمی در او موج می زد و پدر وی نیز حاج آقا رستگاری معروف دهه 60 بود که شبهای جمعه
دعای کمیل را می خواندند و ظاهرا در دهه اخیر مغضوب نظام شده و مسئولیتی به وی ندادند. بگذریم، حاج آقا اخلاق بسیار خوبی داشت.
در قسمتهای مختلف سریال مصطفی عزیز به نظر بنده مدام به گوش مسئولین به شکل طعنه مطرح می نمود که هیچ مسئولی در کشور نباید به مردم دروغ بگوید و شرط مسئولیت در کشور راستگوئی است.
ولی با کمی تأمل بایستی بگوییم در حال حاضر کدامیک از مسئولین نظام چه شخص اول و سایرین به مردم راست گفته اند، که به تبعیت از آن مردم به یکدیگر راست بگویند.
در یکسال اخیرتنها حرفی که ازمسئولین نشنیده ایم، سخن راست بوده است، لذا مصطفی عزیز حالا که به تو دسترسی هم ندارم و پخش سریالت نیزتمام شده، کاش اسم سریالت را می گذاشتی (راستش را نگو)
این با جامعه حال حاضر ما بیشتر سنخیت دارد.
احسان پناهنده

جنگ اخلاقی که خود شروع کردید
در هفته های اخیر خبر رسوائی مجری معروف صدا و سیمای حکومت را
شنیدیم.
راست و دروغش با کسانی که مطرح می کنند والله اعلم، اما یک چیز برایمان قطعی است و آن هم اینکه مانورهای زیادی در شبکه های اجتماعی در اینطرف آب روی این قضیه شد، که البته با نشر فیلم داخل آسانسور نیز که منتسب به یکی از مسئولین گردید، بحث داغ و داغتر شد.
پیرامون صحت و سقم مسئله صحبتی نداریم اما از قدیم می گویند چیزی که عوض داره، گله نداره.
آن باشگاه (خبرنگاران جوان ) که بهتر است بگوییم باشگاه خبرنگاران ضرغامی خود عامل مهم این دروغ پردازی و افکار ناجوانمردانه بوده است کجای اسلام و ادیان الهی دستور کنکاش و تجسس در امور خصوصی و نشر اکاذیب و آوردن آن در یک سایت دولتی را داده است که شما آنرا انجام می دهید.
البته این سایت بارها نیز با بکار بردن الفاظ زشت و ناپسند نیز و چاپ عکس ها خصوصی افراد سعی در راه انداختن جنگ تبلیغاتی علیه مخالفین بوده است. پس حالا نیز آماده انتشار آبروریزی های اعوان و انصار خود نیز باشید.
احسان پناهنده


در فضای مجازی و اینترنتی حواسمان را جمع کنیم
حدود 3 ماه قبل که مکالمه های خصوصی بین نیک آهنگ و مهدی هاشمی  به اصطلاح فاش و لو رفت و همه جا منتشر گردید. در مکالمه دوم به نکته جالبی برخورد نمودم که کمی مرا به فکر فرو برد. البته خوانندگان محترم را نیز به تأمل بیشتر در این رابطه توصیه می نمایم.
در جایی که از آن مکالمه آمده بود که مهدی هاشمی می گفت: بسیاری از دوستان من که اطلاعاتی هستند پول های فراوان هزینه می کنند و در خارج از کشور در صدد تفرقه بین اپوزسیون هستند و در شبکه های اجتماعی ایتنرنتی با توهین به مقدسات یکدیگر در صدد ایجاد تفرقه  هستند. لذا از هموطنان عزیز استدعا دارم ضمن احترام به تمامی عقاید و اعتقادات یکدیگر گول یکسری از این مسائل را نخورند و از همین حالا تمرین دموکراسی را در بین یکدیگر داشته باشند. توهین به امام حسین (ع) چه دردی از مردم بی نوا و مصیبت زده در ایران را دوا می کند. آنهم با بیان کتابهای تاریخی که در چندین قرن پیش به آن استناد  می شود.
درد جای دیگری است و اصل برخورد با ظلم کنونی جامعه است که همه با آن درگیریم.
بنده به عنوان فردی که در بعضی از سالها درس تاریخ نیز در نظام آموزشی تدریس می نمودم، گاهی اوقات در مباحث درسی با تاریخ و تدریس آن دچار مشکل می شدم چراکه در چند مورد تألیف کتب درسی تغییر می کرد و مباحث ابهام انگیز بوجود می آمد.
نگارش تاریخ در هر دهه فرق کرده چه برسد به تاریخ های هزار ساله.
لذا به عقیده اینجانب دین امری شخصی است و بسته به اعتقادات هر فرد می بایست با کمال احترام به عقاید یکدیگر احترام گذاشت و توهین به اعتقادات خود به هر شکل ممکن به دور از شرط ادب می باشد و این همان چیزی است که در حال حاضر سردمداران ما انجام می دهند.
البته به عزیزان خارج از کشور نیز توصیه می نمایم که مردم ایران سفت و سخت چسبیده به این اعتقاداتند ومتآسفانه  آقایان  حکومتی از این قضیه  سوء استفاده نموده و همه چیز را به نفع خود تمام می کنند.
لذا می بایست با توجیه مسائل برای مردم و جامعه، فرهنگ داخل را به سمت روشن نمودن افکار خود سوق دهیم.
احسان پناهنده

Tuesday, February 5, 2013


آتش سوزی مدرسه های شین آباد
در پی آتش سوزی در روستای شین آباد و پی گیری اخبار مربوط به آن که متأسفانه به مرگ دو تن از عزیزان دانش آموز ختم گردید، و مصاحبه ها و انتقادهای فراوان که به نحوه عمل آموزش و پرورش در این رابطه پرداخت، متأسفانه مسئولین امر و شخص وزیر تمام کاسه کوزه ها را بر سر معلم این مدرسه شکاندند و در نهایت این معلم عزیز را مقصر اصلی این فاجعه معرفی نمودند. اما جا دارد با طرح سوالات فراوان از مسئولین امر، و دید کلی قضیه به دنبال مقصر اصلی در این رابطه باشیم.
به نظر شما کشوری که دایه اتمی شدن دارد و در پی جایگزین کردن سوخت فسیلی به اتمی است بهتر نیست از وسایل بهتری برای گرم نمودن محیط کلاس استفاده نماید. جا دارد این مطلب را به عنوان فردی که مطلع به تمامی مسائل در آموزش وپرورش بوده و هستم متذکر گردم که هنوز تعداد زیادی از مدارس و کلاس های ما در خود پایتخت از سیستم های مناسب گرمایشی در کلاس بهره مند نیستند و تعداد زیادی از مدارس در مناطق مرکزی تهران هنوز بافت قدیمی داشته و خدا می داند بعد از وقوع  کوچکترین زلزله چه تعدادی از دانش آموزان معصوم از بین خواهند رفت البته ما همیشه متذکر این مطلب به مسئولین امر می شدیم اما آنها در جلسات بحث اینکه، بودجه نداریم، و اینکه بودجه ای کم به آموزش و پرورش اختصاص می یابد بیش از 90 درصد آن مربوط به پرداخت حقوق ها و دستمزدهاست و توجیهات دیگر،می پرداختند.
خوب از بحث خارج نشویم آیا انتقال بخاری از کلاس به بیرون وظیفه معلم کلاس است و یا اگر مدرسه کادر خدماتی کافی داشت و یا با کپسول اتفاء حریق جلوی گسترش آتش گرفته می شد، بهتر بود. البته باز این جا ذکر این مطلب مهم است که همه و همه اینها بر می گردد به بودجه مناسب در آموزش و پرورش که متأسفانه بسیاری از مناطق محروم و حتی مدارس پایتخت نیز از این وسایل بی بهره می باشند.
آقای وزیر و مسئولین محترم در این وزارتخانه تمام و کمال در پی اجرای  فرامین مقام عظمای ولایت هستندو دنبال رفع این مشکلات در مدارس نمی باشند.
کافی است تا رهبر سخنی بگوید تا آقایان با تشکیل کارگروه ها و جلسات مختلف به دنبال اجرای این مطلب در سیستم آموزشی باشند، البته این هم فقط هدر نمودن بودجه های اضافه کاری برای خود آقایان را به همراه دارد. جا دارد متذکر این مطلب شوم که تعداد زیادی از مدارس در تهران در حال حاضر نیز نیروی خدماتی کافی ندارند و مسئولین محترم مدرسه و نیروی آموزشی می بایستی این خلاء را به شکلی که بعدا توضیح خواهم داد و از حوصله این بحث خارج است، مرتفع سازند.
اما متأسفانه همیشه باید به دنبال توجیح مسائل از طرف مسئولین باشیم و چه بهتر که برای توجیح خود به بهترین شکل پائین دستی ها را فدا نمائیم.
احسان پناهنده

Monday, January 21, 2013


                                       به نام خدا
سخن آغازین
 
جهان سر به سر حکمت و عبرت است                                                           چرا بهرهء ما همه غفلت است

تفکر وتأمل در مفاهیم  انسان را به سر چشمه های حقیقت رهنمون میسازد.و از آنجا که اندیشهء سیاسی همواره در درون یک سنت فکری  ظهور میکند ْلذا بر آن شدم با نوشته های خود که مبنی بر تجارب شخصی وگذر زندگیاست تا آنجا که می توانم حقیقت را آشکار نمایم. البته حقیقتی که خود به آن رسیده ام.
سعی بر آن دارم که حد اقل با یک یا دو نوشته در هفته که گاهی این نوشته ها بر اساس داستانهای واقعی استوار است/ بتوانم تجارب مهمی از گذر زندگی خود رابه دیگران انتقال دهم. همچنین با فکر و تأمل بیشتردر مورد مسایلی که در کشور عزیزمان می گذرد توانایی انتقال این تجارب به سایر هموطنانم که متأسفانه در داخل کشور در وضعیت کنونی به بدترین شکل ممکن در حال گذر زندگی  می باشندرا داشته باشم.
به امید پیروزی  وبهروزی برای ملت عزیزمان و نابودی دشمنان وخائنین  این مرز وبوم.

                                                                                                      باتشکر
                                                                                                             احسان پناهنده