Pages

Saturday, February 16, 2013

قانون اساسی ووظایف رهبر


قابل توجه:

امروز متوجه این مطلب شدیم که استیضاح یک وزیرکه از بارز ترین اصول قانون اساسی است  از نظر رهبری امری  غلط بوده  و نمایندگان مجلس از این  به بعد جهت امر استیضاح  می بایستی  از بیت ایشان اجازه کسب
کنند.
پس بهتر است  بعد از این وظایف قوه محترم مقننه را  همان رهبری انجام دهند که دیگر احتیاج به تحمیل هزینه
انتخابات به بیت المال نباشیم و کارها با سرعت بیشتری انجام شود .

Friday, February 15, 2013

به نقل از جرس


Large

Monday, February 11, 2013

جرایم انتخاباتی


آمادگی جهت بازداشتهای بیشتر :



بند "ط" - مصادیق محتوای مجرمانه مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری:

انتشار هرگونه محتوا به منظور ترغیب و تشویق مردم به تحریم و یا کاهش مشارکت در انتخابات ، تجمع اعتراض آمیز بدون مجوز، اعتصاب، تحصن، ادعای غیرواقع مبنی بر توقف انتخابات و یا هر اقدامی که به نحوی موجب اخلال در امر انتخابات ریاست جمهوری گردد. (بند 7 ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری و بند5 ماده 6 و 25 قانون مطبوعات ):

1- تشویش اذهان عمومی، سیاه نمایی و بیان مطالب خلاف واقع علیه کشور، ایجاد اختلافات مابین اقشار جامعه بویژه از طریق طرح مسائل قومی و نژادی، انتشارهرگونه نتایج نظرسازی و نظرسنجی کاذب در خصوص انتخابات و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (بند7 مادة 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری مواد500 و 698 قانون مجازات اسلامی بند 4 مادة 6 قانون مطبوعات- مصوبه شورایعالی امنیت ملی):

2- انتشار و تبلیغ علائم تحریم انتخابات (ماده 500 قانون مجازات اسلامی).

3- انتشار هجو یا هجویه و یا هر گونه محتوای توهین آمیز یا تخریب در فضای مجازی علیه انتخابات و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (ماده 700 قانون مجازات اسلامی).

4- انتشار هرگونه مطلب از سه روز قبل شروع اخذ رأی تا پایان رأی گیری علیه نامزدهای انتخاباتی و یا انتشارمطالبی خلاف واقع دال بر انصراف گروه یا نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (مواد 74 و 91 قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی).

5- استفاده غیرمجاز از سایت‌ها و وبلاگ‌های متعلق به دستگاه‌های دولتی و مؤسسات و نهادهایی که تمام یا بخشی از دارایی و بودجه آنها از اموال عمومی است، به منظور تبلیغ له یا علیه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (مواد62 ، 68 و 88 قانون انتخابات ریاست جمهوری).

6- انتشار محتوای تبلیغاتی نامزدهای ریاست جمهوری در فضای مجازی خارج از مدت زمان مقرر برای فعالیت انتخاباتی (مواد 66 و 67 قانون انتخابات ریاست جمهوری).

7- انتشار هرگونه محتوا در جهت تحریک ، ترغیب ، تطمیع و یا تهدید افراد به خرید و فروش آراء، رأی دادن با شناسنامه جعلی و شناسنامه دیگری، جعل اوراق تعرفه، رأی دادن بیش از یک بار، تقلب در رأی گیری و شمارش آراء(ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری و ماده 43 قانون مجازات اسلامی).

8- انتشار هرگونه محتوا به منظور ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان یا اعضاء شعب (بند 16 ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری و آئین نامه اجرایی آن).

9- استفاده ابزاری از تصاویر اشخاص برای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری (بند 10 ماده 6 قانون مطبوعات).

10- انتشار هرگونه محتوا مشتمل بر توهین، افترا و نشر اکاذیب علیه نظام ، قوای سه گانه، سازمان های حکومتی و نهادهای اجرایی و نظارتی انتخابات ریاست جمهوری (مواد 500 ، 618 و 609 قانون مجازات اسلامی و بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و ماده 18 قانون جرایم رایانه‌ای).

11- انتشار هرگونه محتوای دارای طبقه بندی(محرمانه و سّری)
 
12- مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری(تبصره 4 ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری، ماده 3 قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سّری دولتی و ماده 3 قانون جرایم رایانه‌ای و بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات).

13- انتشار محتوای خلاف واقع در ارتباط با نتایج بررسی صلاحیت‌ها، شمارش آراء، نتایج انتخابات. (مواد 697 و 698 قانون مجازات اسلامی و بند 7ماده 33 و 80 و 85 قانون انتخابات ریاست جمهوری) 
 
14- انتشار محتوا با هدف دخالت در امر انتخابات با سمت یا سند مجعول یا به هر نحو غیر قانونی در فضای مجازی (بند 15 و 17 ماده 33 و 85 قانون انتخابات ریاست جمهوری).

15- انتشار و توزیع هرگونه محتوای تبلیغاتی از سوی کارکنان ادارات ، سازمان‌ها ، ارگان‌های دولتی و نهادها با ذکر سمت خود، له یا علیه هر یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری درفضای مجازی(مواد 68و 88 قانون انتخابات ریاست جمهوری).

16- انتشار و توزیع هرگونه محتوای تبلیغاتی از سوی مقامات اجرایی و نظارتی انتخابات له یا علیه هر یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری درفضای مجازی (ماده 73 قانون انتخابات ریاست جمهوری).


 محتویات مجرمانه اینترنتی مرتبط با انتخابات شامل دو بخش می باشد. بخش اول شامل محتویات مجرمانه ای است که جنبه عمومی داشته و جلوگیری از انتشار آنها در صلاحیت کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه است و بخش دوم محتویات مجرمانه ای است که جنبه شخصی داشته و رسیدگی و اثبات آنها نیازمند طرح شکایت خصوصی و بررسی دلایل و مدارک و رسیدگی قضایی در مراجع ذیصلاح بوده و در صلاحیت مقامات قضایی می باشد لذا در اینگونه موارد اشخاص ذینفع صرفاً می توانند با مراجعه به مراجع قضایی ذیصلاح ، بر اساس موازین قانونی نسبت به طرح شکایت خصوصی اقدام نمایند. لذا بر این اساس کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه تنها فهرست مجرمانه ای که دارای جنبه عمومی می باشند را تعیین نموده است
براساس قانون انتخابات ریاست جمهوری و قانون مجازات اسلامی موارد ذیل را می توان از جمله مصادیقی اعلام نمود که نیاز به شکایت خصوصی دارند.

1- انتشار ادعاهای کذب و غیرواقعی توسط نامزدها در خصوص دارای بودن سابقه مشاغل دولتی اعم از کشوری یا لشگری و انتظامی و مدرک تحصیلی (ماده 555قانون مجازات اسلامی و قانون مجازات استفاده غیرمجاز از عناوین علمی مصوب (6/12/88)).

2- انتشار هرگونه محتوا در جهت هتک حرمت و حیثیت و نشر اکاذیب علیه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (ماده 71 و 92 قانون انتخابات ریاست جمهوری و ماده 698 و 700 قانون مجازات اسلامی و ماده 30 قانون مطبوعات ).

3- انتشار صوت، تصویر یا فیلم خصوصی و خانوادگی و یا اسرار شخصی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بدون رضایت آنها به نحوی که موجب ضرر یا هتک حیثیت آنان گردد.

4- ایجاد هرگونه تغییر و یا تحریف فیلم ، صوت یا تصویر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری به نحوی که عرفاً موجب هتک حرمت و حیثیت او شود . (ماده 16 قانون جرایم رایانه ای )

5- هرگونه دسترسی غیرمجاز، شنود، تخریب ، تغییر ،محو ،متوقف کردن و سرقت اطلاعات محتوای تارنماها و پست الکترونیکی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و سامانه های رایانه ای مرتبط با انتخابات بند ج ماده 25 قانون جرایم رایانه ای)

6- انتشار اسامی متهمان تخلفات انتخابات ریاست جمهوری قبل از رسیدگی به اتهامات آنها در مراجع قضایی و قطعیت رأی . (تبصره یک ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری و ماده 697 قانون مجازات اسلامی)

7- انتشار علت رد صلاحیت داوطلبان بدون رضایت آنها در صورتی که موجب افشای اسرار و یا هتک حیثیت آنها شود. (ماده 17 قانون جرایم رایانه ای ، ماده 31 قانون مطبوعات و ماده واحده لزوم رسیدگی دقیق به شکایات داوطلبین رد صلاحیت شده در انتخابات مصوبه 22/8/78 مجمع تشخیص مصلحت نظام)

8 ـ متهم نمودن داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری بدون دلیل و مدرک و با اغراض شخصی. (تبصره 3 ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری)

حماسه حضور


اگر بعدها شاهد حضور خوانندههای لس آنجلس بودید تعجب نکنید شاید تعداد بیشتری  در راهپیمایی حضور

یابند.

49861_408.jpg


نرگس موسوی پس از آزادی: من، فرزند میرحسین موسوی، مصمم تر از قبل پیگیر حق پدر و مادرم خواهم بود



کلمه – زهرا صدر: نرگس موسوی، فرزند میرحسین و رهنورد، که صبح امروز با حضور ماموران امنیتی در منزلش بازداشت و پس از بازجویی چند ساعته آزاد شده بود، در تشریح اتفاقات امروز می گوید: صبح امروز من با پسر چهار ساله ام داشتیم می رفتیم سر کار که ناگهان جلوی ماشینم آمادند. چهار – پنج مرد درشت هیکل و یک زن بودند که من را وادار کردند به خانه ام برگردیم تا آنجا را تفتیش کنند.
فرزند نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه ماموران امنیتی در هنگام بازداشت با خشونت غیر قابل انتظاری با او برخورد کرده و حتی تهدید به کشتن کرده اند، در ادامه به کلمه می گوید: من از آنان حکم خواستم که نشانم دادند، به نظرم از دادگستری بود.
وی با بیان اینکه که رفتارهای ماموران خشونت آمیز بوده است، گفت: یکی از آن مردها که من قبلا سر کوچه اختر هم دیده بودمش، دستش را بلند کرد که بزند زیر گوش من. اصلا رعایت نمی کرد که لااقل چون مرد است تماس فیزیکی نداشته باشند. یعنی مردها دست های من را گرفتند و بردند. به طرز وحشتناکی خانه را بازرسی کردند. همه چیز را به هم ریختند و حتی به اتاق بچه هم رحم نکردند.
نرگس موسوی با تاکید بر اینکه اگر بتوانم حتما عکس از اتاق ها و خانه ی به هم ریخته ام ارسال خواهم کرد، ادامه می دهد: پسر من خیلی وحشت زده شده بود. چون مرتب بحث و تنش ایجاد می شد. من که دیگر کسی را ندارم. پدر و مادرم در زندان هستند و فکر کنید یک زن تنها و یک بچه چهار ساله در خانه و ۸ تا مرد با یک زن. یک تنش کلامی بینمان ایجاد شد و بعد از آن یکی از ماموران به من گفت جای تو اینجا نیست، اگر دست من بود از همین ساختمان پرتت می کردم پایین. این را جلوی پسر من گفت. که من آنجا شروع کردم داد و بیداد کردن و گفتم تو بیجا می کنی. تمام لوازم الکترونیکی من، مثل لپ تاپ، آی پد، موبایلم و MP4 ام، همه را بردند. یک سری کاغذ و نوشته های خصوصی من را هم برداشتند.
وی با تکرار این جمله که رفتارها با او و پسرش در بازرسی بسیار توهین آمیز و خشن بوده، می گوید: هم مرا تهدید به زدن کرد و دستش را برد بالا که بزند و هم تهدید به کشتن کرد. عکس های بدون حجاب ما جلوی دستش بود، و وقتی من اعتراض کردم که عکس های بی حجاب من و خواهرهایم را نگاه نکن، با بی توجهی و تمسخر آن ها رو به رو شدم.
نرگس موسوی در ادامه می افزاید: مرا به دادسرای اوین بردند. دو ساعتی منتظر نگه ام داشتند. بعد آمدند سوال ها را روی کاغذ می نوشتند و جواب می خواستند. از روی عمد معطل می کردند. تا ساعت ۴ هم که ما در دادسرا بودیم، هیچی برای خوردن نبود و تشنه و گرسنه نگه داشتند.
دختر کوچک میرحسین موسوی و زهرا رهنورد خاطرنشان می کند: مرتب می پرسیدند چطور با سایت کلمه ارتباط داشتید؟ و مشخص بود که با این مسئله مشکل داشتند و حساس اند. من هم گفتم که از طریق ایمیل و گاهی هم تلفن می زنند. من آنجا هم تاکید کردم که سایت کلمه و اخبار آن کاملا مورد قبول ما است.
نرگس موسوی با اشاره به جزییات بازجویی های خود می گوید: به من گفتند چرا شما می گویید حبس پدر و مادرتان غیر قانونی است؟ اصلا غیر قانونی نیست. مراجع ذی ربط این را تایید کردند. من نوشتم وقتی که هیچ ارگانی پاسخگو نبوده و همه مجامع بین المللی و جامعه داخلی همه و همه انتقاد کردند از این وضعیت و هیچ کس پاسخگو نبوده، این یعنی غیر قانونی است. هم از نظر من، هم از نظر مردم، هم از نظر خدا و هم از نظر همه.
وی با بیان اینکه در آخر هم با آرامش ما را بدرقه کردند، می گوید: ولی بازرسی از خانه خیلی تنش دار بود و داخل دادسرا هم من با یکی از این آقایان بحثم شد و او من را پرت کرد از اتاق بیرون و من را برد در یک اتاق دیگر و روی یک صندلی تکی نشاند. رفتار بسیار تحقیرآمیز و پر از عقده و کینه داشتند گرچه بعد از مدتی آمد و معذرت خواهی کرد.
نرگس موسوی در پایان با بیان اینکه یکی از مواردی که خیلی باعث ناراحتی من شد این بود که آنجایی که ما را بردند معتادهایی را می آوردند که مثلا از یکی از آنها ۲ کیلو شیشه گرفته بودند، تصریح می کند: یعنی ما کنار آنها بودیم. یعنی من را در کنار مردی قرار می دادند که صبح ۲ کیلو شیشه ازش گرفتند.
نرگس موسوی همچنین تاکید کرد که به عنوان فرزند میرحسین موسوی و زهرا رهنورد مصمم تر از قبل پیگیر حقوق از دست رفته ی پدر و مادر خود خواهد بود.
ظهر امروز نیز فرزند ارشد نخست وزیر کوکب موسوی در گفت و گو با کلمه  تصریح کرده بود که هنگام بازداشت هیچ دلیلی عنوان نشده اما از نظر ما مشخص است و در واقع می خواهند آبروریزی های اخیر حاکمیت را تحت الشعاع این خبر قرار دهند که در آستانه ی ۲۵ بهمن و آغاز سومین سالگرد حصر تشدید اقدامات غیر قانونی حاکمیت قابل پیش بینی بود.

نقل از: ندای سبز



بهار یکتا

از مجموع پنج برادری که مناصب مختلف حکومتی را به تصاحب خود در آورده اند شاید تاکنون کمتر کسی نام فاضل لاریجانی را شنیده باشد. نامی که به مبارکی اعمال غیراخلاقی سعید مرتضوی در ضبط جلسه ای مشترک با این برادر کوچک لاریجانی ها به یکباره به ستاره محافل سیاسی و خبری تبدیل شد.
هنوز چند هفته ای از برکناری وزیر بهداشت که حامی باقر لاریجانی بود و نمی خواست او سمت خود را ترک کند نگذشته بود که وزیر دوم کابینه احمدی نژاد قربانی فرزند آخر آیت الله هاشم آملی شد.
نام لاریجانی ها اولین بار با ورود محمدجواد لاریجانی به صحنه سیاسی کشور شنیده شد. یکی از پنج برادری دانش آموخته امریکا. محمدجواد هر چند ریاضی خوانده  اما به خود جرات داده بود که در اواخر دهه شصت طرح ام القرای جهان اسلام را مطرح کند. سیاستمدار لیبرال منشی که نمایندگی مجلس را هم عهده دار شد، اما مذاکره اش با نیک براون او را از صحنه سیاست کشور به دفتر در نیاوران فرستاد تا ستارگان را رصد کند. رصدی که یک دهه به طول انجامید و باز این فرزند ارشد آیت الله عرصه را برای بازگشت به سیاست یافت، وقتی برادرش صادق با حکم آیت الله خامنه ای به ریاست قوه قضاییه رسید.
0.777504001294705614_taknaz_ir.jpg
علی لاریجانی هم نام آشنایی برای ایرانیان است. او اما بر خلاف جواد که از وزارت خارجه شروع کرد، ابتدا به سپاه رفت. بعد از آن بود در زمانی که کوران جنگ و مبارزه بود بعنوان مدیر کل برون مرزی واحد مرکزی خبر مشغول به کار شد و بعد ها به ریاست صدا و سیما رسید تا بتواند با انتشار مجموعه هویت به قلع و قمع روشنفکران و اهل قلم کمک کند. شاید برای این پسر دوم آیت الله متصور نبود که نمایندگی از شهر قم که بواسطه جایگاه اجتماعی پدرش بدست آورده بود، او را به ریاست مجلس برساند. مجلسی که باید ارادت و فرمانبرداری خود را از رهبری در همه صحنه ها به نمایش بگذارد.
صادق لاریجانی که برخلاف برادران خارجه رفته، در حالی که عازم امریکا بود تغییر نظر داد و  ترجیح داده بود راه پدر را دنبال کند و در حوزه به بحث و درس بپردازد، ستاره اقبالش افول کرد وقتی بعد از اعتراضات مردمی به انتخابات مهندسی شده ۱۳۸۸ به منصب قضا رسید و امضای رهبری بر پای حکمش نشست. کسی که سالها در حوزه مشغول تحقیق و پژوهش بود به یکباره به منصبی رسید که  پیشینیانش گفته بودند خرابه ای بیش نیست! و با آمدن این برادر لاریجانی ها این خرابه به بیغوله ای تبدیل شد که فرزندان انقلاب و نظام را هم بلعید. آمار بازداشت ها افزایش یافت و هر روز حکمی برای اعدام صادر شد و باقر لاریجانی اما که از او بعنوان چهره ماندگار تاریخ پزشکی یاد کرده اند و  دانشمند اسلامی نیز لقب گرفته است!  نیز سالها در کشورهای غربی مشغول کسب توشه بود و به ایران که آمد او هم بلافاصله به سمت های اجرایی رسید. ریاست دانشگاه علوم پزشکی و ریاست شورای سیاستگذاری و ریاست کرسی اخلاق پزشکی و .... را همزمان داشت تا اینکه آتش  اختلافات احمدی نژاد با برادرانش در دو قوه به این برادر پزشک رسید و سرانجام هم خودش رفتنی شد و هم وزیر را رفتنی کرد.
اما فاضل لاریجانی، فرزند کوچک آیت الله را کمتر کسی می شناخت. هنوز به پنجاه سالگی نرسیده که لیستی از مسئولیت ها و سمت ها را در پرونده خود دارد. هر چند مثل برادر بزرگترش ریاضیات و فیزیک خواند، اما ستاره اش در آسمان سیاست درخشید و به در سفارت ایران در کانادا رایزنی کرد و بعدها مدیرعاملی انتشارات دانشگاه صنعتی را گرفت و مشاور یونسکو شد و چندین مشاوره و معاونت در سابقه خود گذاشت و سرانجام در پانزده بهمن ماه از همه برادرانش مشهورتر شد و بر صفحه مونیتور مجلسی که برادرش مدیریت می کرد، ظاهر شد و در ازای قولی که برای ملاقات با برادرش صادق می داد، تقاضاهای بیشرمانه ای داشت که فقط کسی مثل سعید مرتضوی می توانست آن ها را ضبط کند و در یک اقدام غیراخلاقی در چنین تیراژی منتشر نماید.
فاضل لاریجانی، سرانجام مهر سکوت احمدی نژاد را شکست و بگم بگم های هفت ساله اش را پایان داد. هنوز صادق فرصت نکرده به فهرست تخلفات برادر بزرگش در زمین های ورامین و مزارع شترمرغ رسیدگی کند که حالا فاضل هم به جمع پرونده ها افزوده شده است. هر چند فاضل همه را تکذیب کرده و جعل خوانده، اما کیست که نداند در پس پرده مخوفی که این تازه به دوران رسیده به عرصه سیاست برانداخته اند، چه در جریان است. رانت خواری شاید شرافتمندانه ترین عملی است که توسط این جماعت میراث خوار انقلاب می تواند انجام گیرد.
اینک سرنوشت کشور گره خورده به پنج فرزند مذکر آیت الله هاشم آملی او که در پرونده سیاسی خود تنها امضای بیانیه علیه انجمن های ایالتی و ولایتی را دارد، از معدود علمایی بود که پس از انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری دست بیعت به او داد و گفت " انتخاب شایسته حضرتعالی که فردی دانشمند و اسلام‌شناس و صاحب درایت هستید از جانب مجلس خبرگان، مایه امیدواری و تسکین است."شاید همین پیام بود که به آیت الله خامنه ای قوت قلبی داد که همه پسران آیت الله را به کار بگیرد. تصمیمی غیرمنطقی و به دور از عقلانیت سیاسی در انتخاب دو برادر بر راس دو قوه! برادرانی که از همان ابتدا روی خوشی به رییس دیگر قوه نشان نداده اند.
حالا باید دید در این چند ماه باقی مانده از اقامت احمدی نژاد در پاستور او برای این برادران چه پروژه های دیگری در سر دارد. او که توانسته است با گشایش پرونده مزارع پروزش  شترمرغ محمدجواد پرونده تخلفات مالی معاون خود محمدرضا رحیمی را مسکوت نماید،   آیا پرونده های دیگری از این برادران در اختیار دارد تا بتواند این چند ماه باقی مانده را مطابق میل آیت الله خامنه ای در پاستور بماند؟

Sunday, February 10, 2013



کلمه – سید حامد آرین: امروز حرم حضرت معصومه سلام الله علیه در سی و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی  شاهد حضور گروه “خودسر” سازماندهی شده‌ای بود که با پرتاب مهر نماز و نعلین به سوی جایگاه سخنرانی رییس مجلس مانع از ادامه صحبت‌های او شدند.
طی سالهای گذشته اماکن مذهبی و مقدس بارها و بارها شاهد حریم شکنی و هتک حرمت گروهی بوده است که همواره از آنان به عنوان خودسر یاد می شود. همان گروهی که با داشتن عکس هایی از رهبری در دست، خود را پیروان آیت الله خامنه‌ای می دانند و به خود اجازه می دهند حریم هر مکان مقدسی را شکسته و با شعارهایی برخاسته از سخنان رهبری مانع از سخنرانی‌ها شوند و مسئولان کشور را مورد بی‌حرمتی قرار دهند.
این گروه امروز در حرم مقدس حضرت معصومه، در شهری که مرکز تشییع خوانده می شود، در حالی با “مهر” که مظهر قداست و عبودیت مومنان است و با شعارهای مرگ بر خواص بی‌بصیرت به سخنران حمله کردند که چندی پیش نیز در لیالی مبارکه قدر، با پرتاب بطری آب و شعارهای مرگ بر ضد ولایت فقیه و مرگ بر خواص بی‌بصیرت، در عزیزترین نقطه خاک ایران برای شیعیان، یعنی حرم مطهر امام رضا، مانع از سخنرانی ناطق نوری رییس دفتر بازرسی رهبری شدند.
این حوادث در زمانی اتفاق می افتد که رهبری ظاهرا بارها بر لزوم آرامش در کشور تاکید کرده و کسانی که به هر صورتی آرامش را بر هم بزنند خائن خوانده است. هرچند تاکنون بارها از سوی آیت الله خامنه‌ای در سخنرانی های مختلف نسبت به عملکرد این گروه‌ها و اعمالشان انتقاداتی مطرح شده است، اما روند کلی نشان از آن دارد که آنان بدون حمایت کانون‌های قدرت هم اقدامی انجام نمی دهند.
گروه صد نفری که امروز در حرم حضرت معصومه شعارهای “سلام بر بهار” را در دست داشتند، بی‌شباهت به همان صد نفری نیستند که روز گذشته به فرودگاه رفتند و از احمدی نژاد و مشایی استقبال کردند و سلام بر بهار سر دادند. همان سلامی که امروز احمدی نژاد در آخر سخنرانی‌اش به “بهار” داد و وعده کرد که باز سخنانی را با مردم در میان می گذارد، و به خاطر سکوتش هم بر رهبری منت گذاشت.
این نیرو که روزی ابراهیم یزدی از آنان به عنوان “فرانکشتاین”*‌ ها نام برد، برای مردم ایران چهره ناآشنایی هستند. همان کسانی که روزی توسط صاحبان قدرت ایجاد و هدایت و حمایت شدند و هر چه خواستند کردند، و حالا کار را به آنجا رسانده اند که در حرم حضرت معصومه هم مهر نماز، و نعلین را که نشان روحانیت است، به سمت سخنران پرتاب می کنند و قادرند مجلس بزرگداشت “انقلاب اسلامی” به تعطیلی می کشانند.
اینها که دیگر همه می دانند ساخته و پرداخته کانون‌های قدرت اند، بارها به مجالس سخنرانی و تجمعات حمله کرده و خسارت‌های بی‌شماری برای کشور به همراه داشته اند، اما تا وقتی که کار به خودشان نرسیده بود، امثال همین رییس مجلس نیز رفتارهای آنان را احساسات پاک و مردمی می خواندند و کسی برای مقابله با این آفت که به جان کشور و انقلاب افتاده است، عزمی جدی نداشت؛ بلکه بدتر، این گروه ها به عنوان اهرمی برای بیرون کردن رقیب از آن استفاده می شدند، تا جایی که امروز حتی رییس مجلس هم در شهری که نماینده اول آن است، اجازه سخنرانی نمی یابد.
این نیروها همان افرادی هستند که نه حریم می شناسند و نه حد. هر جا لازم باشد به میدان می آیند و به آرامی به خانه‌هایشان باز می گردند. کسی را یارای مقابله با آنان را نیست. حتی اگر پایشان به حبس هم برسد، آنقدر حامی و پشت دارند که همچون سعید عسکرها و سعید تاجیک‌ها بعد از چند روز از زندان آزاد می شوند و مورد تقدیر و تمجید قرار می گیرند. این افراد در سال‌های گذشته هر چه خواسته اند کرده اند و از یک مصونیت آهنین برخوردار بوده اند و کسی هم متعرض آنها نبوده است.
این نیروی خودسر، همان است که می تواند در کوتاه مدت در مقابل خانه سردار جنگ، حسین علایی تجمع کند و از همه حصارهای امنیتی شهرک متعلق به سپاه هم عبور کند. می تواند به جماران برود، در حسینیه امام را بشکند و با فریاد و هیاهو به میان عزاداران یورش برد.
این گروه همان‌ها هستند که هم وقتی از دیوار سفارت بریتانیا بالا می روند کسی را یارای مقابله با آنها را نیست و هم آن زمان که در مرقد امام خمینی، حتی حریم صاحبخانه را نمی شناسند و مانع سخنرانی نوه وی می شود.
خودسرها، که در واقع خیلی هم سر خود کاری نمی کنند، آرام و بی‌صدا هماهنگ می شوند، بر موتورهای یک رنگ و یک مدل سوار شده و گاه کتابفروشی به آتش می کشند و گاه در مقابل در خانه علما و مراجع صف می کشند. نیروی انتظامی را هم یارای رویارویی با آنها نیست. امروز هم مثل همیشه عکس هایی از آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد در دست داشتند و با شعار حمایت از رهبری و رییس دولت، حریم حضرت معصومه را شکستند.
پس از این همه سال از حضور خودسرها! که یک روز تیر بر پیشانی سعید حجاریان زدند و دیگر روز مردم پرسشگر ”رای من کجاست؟” را در خیابان‌ها به خون غلتاندند، یک روز به بیت آیت الله منتظری حمله کردند و روز دیگر در دفتر آیت الله صانعی قرآن پاره کردند و شیشه شکستند. همان‌ها که به مقبره علما و مراجع هم رحم نکردند و به آرامگاه پدر سیدمحمد خاتمی هم سنگ پراکنی کرده بودند. همان کسانی که به حسینیه آیت الله دستغیب آتش گشودند،  این روزها هم حتی به ائمه و فرزندان آنان هم رحم نمی کنند و پس از حمله به حسینیه و مسجد و بیت علما به حرم امام هشتم و خواهر ایشان می روند و با شعار حمایت از رهبری حریم شکنی می کنند و کسی را یارای مقابله با آنان نیست.
سکوت در برابر حرمت شکنی‌های این گروه، کار را به اینجا رساند که حالا تولیت آستان حرم خطاب به آنان بگوید “‌ای امیدهای دل رهبری، گوش به فرمان او حرکت کنید”! آیا به راستی این گروه خودسر صد نفره که نماد تخریب و توهین و هتک حرمت است، امیدهای دل رهبری هستند؟ آیا حریم شکنی و سخنرانی‌های ناتمام بخشی از پروژه حمایت از رهبری است؟ از سخنرانی ناتمام سیدمحمد خاتمی در شب عاشورای حسینی در حسینیه جماران تا سخنرانی ناتمام علی لاریجانی در سالگرد انقلاب اسلامی تنها سه سال گذشته است و گویی همانگونه که فرانکشتاین عاقبت خالق خود را به آتش کشید، خیلی دیر نیست که سخنرانی خیلی‌های دیگر هم ناتمام بماند. کسی چه می داند شاید سخنان رهبری باشد که  بار دیگر ناتمام می ماند و فرانکشتاین‌ها هستند که همه جا را به آتش می کشند.
* فرانکشتاین شیمیست (کیمیاگر) انگلیسی ای بود که به دنبال کشف ماده‌ای بود که به یک مرد عادی بدهد و او به یک غول تبدیل شود و سپس دارویی بدهد که به حال عادی برگردد. او در این کار خود موفق شد. دارویی ساخت که به همراه مستخدم آزمایشگاه به بانک می رفت و آن را به او می داد و او می خورد و به یک غول فرمان‌بر و مطیع ارباب تبدیل می شد و به دستور ارباب بانک را می چاپید، رقبا را می کشت و هر کار لازم بود انجام می داد و سپس قرص دوم را می داد و می خورد و غول به شکل عادی بر می گشت. اسکاتلندیارد هم مبهوت از اینکه این چه پدیده‌ای است که در وسط شهر لندن غولی پیدا می شود، دزدی و قتل می کند و سپس ناپدید می شود. کیمیاگر توانست رقبا و حریفان را از سر راه بردارد. ثروت خوبی به چنگ آورد. اما در یک نوبت غول حاضر نشد قرص دوم را بخورد و به حال عادی برگردد. کیمیاگر را کشت، آزمایشگاه را آتش زد و خود نیز در میان آتش سوخت.